سرخس ۷ – ۰۱/۰۱/۱۳۸۵
پنجشنبه, فروردین ۳۱م, ۱۳۸۵بسم الله
سه شنبه ۰۱/۰۱/۱۳۸۵
اولین روز سال ۱۳۸۵٫ حس غریبی داشتم.
نماز صبحم در این روز قضا شد.ازخواب که بیدار شدم مستقیم به دستشویی رفتم. داخل دستشویی به محمود صفر تیکه انداختم که تو پرم زد. حالش زیاد میزون نبود.
قبل از حرکت بچه ها به نظرم زیارت عاشورا خواندند که بسیار حرکت مناسبی بود. رسماً برای اولین [...]