بسم الله
هر سال وقتی از اردوی جهادی بر میگردم، با یه شهری روبرو میشم که همه جوره با اون شهری که موقع رفتن دیده بودم، فرق میکنه.
یه شهر ساکت و آروم. بدون آلودگی، بدون ترافیک و بدون شلوغی.
فکر میکنم فقط دو هفته عید باشه که بشه مثل آدمیزاد تو تهرون زندگی کرد؛ که فکر میکنم یه دلیل بیشتر نداشته باشه.
مردم به شهرهای اصیل خودشون بر میگردن.
اونایی که چند ساله پا تو تهرون گذاشتن و اونو به گند کشیدن.
حرف آخر : اگه جرأت میکردم از این شهر میرفتم. ولی حیف ..
دوست من اونایی که چند ساله پا تو تهرون گذاشتن اونو به گند نکشیدن بلکه برنامه ریزی گند ما تهرون رو به گند کشیده، تمرکز نزدایی ما تهرون رو به گند کشیده، قیمت بنزین ما تهرون رو به گند کشیده، سیاست های متناقض ما تهرون رو به گند کشیده، اینکه هرسال ۱۷ درصد تولید خودرو بیشتر میشه تهرون رو به گند کشیده، اینکه ایران خودروی ما وسایل نقلیه عمومی محدودی تولید میکنه چون براش نمیصرفه تهران رو به گند کشیده،….شایدم اینکه هر کی موندگار میشه جرات نمیکنه از این شهر بره تهرون رو به گند کشیده.
میرهادی
۱۳۸۵ , ۱۲م , فروردین
سلام. اگه میشد رفت من اولیش بودم. هرجا که میرم به این دید نگاه می کنم که به درد موندن می خوره یا نه. تا حالا چند جا هم گیر آوردم. کی بتونم از تهران در برم، خدا می دونه
امین
۱۳۸۵ , ۱۳م , فروردین
خواستی بری بگو منم بیام من جرات دارم یه پا ندارم
پایه ایییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟
sed
۱۳۸۵ , ۱۴م , فروردین
یه چیز تو مایه های نظر میرهادی
سعید
۱۳۸۵ , ۱۵م , فروردین