بسم الله

جمعه ۲۶/۱۲/۱۳۸۴

قرار بود ساعت ۳:۰۰ بامداد از خواب بیدار شویم که با امیر حاجی و امین طاهری گروه بندی‌ها را انجام دهیم. سید ساعت ۶:۰۰ به زور مرا از خواب بیدار کرد. پرسیدم گروه بندی را انجام دادید؟ سید گفت من هم خواب ماندم. امیر خودش این کار را انجام داده. (حالا با چه کسی نمی‌دانم)

قرار بود ساعت ۶:۳۰ همه گروه‌ها به محل کارشان حرکت کنند که آخرین گروه ساعت ۷:۳۰ به محل عازم شد. تقریباً می‌توان گفت که هیچ کدام از ماشین‌ها توجیه نبودند که البته برای روز اوّل طبیعی بود.

۳نظر

  1. فکر کنم امیر می‌گفت بیا همین الان بشینیم سر گروه‌بندی ها و تو می‌گفتی بخوابیم ۳ پامیشیم!

    رضا

  2. گروه بندی ها خوب شده بود. شاید بهتر شد که خواب موندید.!!!

    محسن

  3. می خوای این خاطره نویسی رو تا سال بعد ادامه بدی؟

    سعید

نظر دهيد