بسم الله

از دوستان به علت طولانی شدن خاطرات سرخس عذر خواهی می کنم.

خوابم خیلی به هم ریخته. بنابراین تصمیم گرفتم که امشب را نخوابم و تا صبح بیدار بشینم؛ که فردا شب به راحتی بتونم بخوابم. الان که دارم می نویسم ساعت ۴:۴۵ صبح است و می خواهم حاضر بشم برای رفتن به کلاس مشکات.

تا صبح با یکی از رفقا که الان ایران نیست راجع به یک موضوع مهم صحبت کردم؛ که متوجه گذر زمان نشدم.

اوضاع درسی زیاد خوب نیست. ۲ هفته دیگه یک امتحان خیلی سخت دارم که تقریباً می‌توانم بگویم که الان تو نقطه صفر مرزی هستم. بنابراین از رفقا خواهش می کنم که تا اطلاع ثانوی به فکر برنامه های تفریحی نباشن.

بچه‌های نشریه دانشکده خیلی دارین تنبلی می‌کنین. خیلی عقبیم.

رفقای جهادی کار، پنج‌شنبه‌ای که میاد جلسه مجمع فارغ التحصیلانه. راجع به روند ادامه کار مجمع یه خورده فکر کنین و بیاین تو جلسه تا بتونیم یه تصمیم درست و حسابی بگیریم.

هنوز کماکان به دنبال گرفتن اون فیلم توقیف شده بعد از بازی ایران و بحرین هستیم. دعا کنین به دستمون برسه. صحنه های خیلی قشنگی توش داره….

انرژی هسته‌ای چی شد؟ چرا زیاد ازش خبری نیست؟

عجیب منتظره شروع شدن بازی‌های جام جهانی هستم. ایران …. ایران ……

حرف آخر: ذهن کاملا مشوشی دارم. باید به فکر یه برنامه دقیق باشم/

۳نظر

  1. sar dasteye bachehaye nashrie khodeti dadash, midouni ke

    behi

  2. مطالب اشفته ای نوشته شد …. نمیدانم راجع به چه چیزی از ان نظر بدم . پایدار باشید .

    ایروانی

  3. parvaz yani betoni bodooe rohet az badanet joda beshe, age delet ro zamin payband be chizi bashe nemitooni beppari, chon delet to badanet sangini mikoneh!!!

    bozorgi mige hamechizo hamekaso doost dashteh bash amma del bastashon nasho!!!

    Ali Saboury

نظر دهيد