بسم الله
رفته بودم یزد. جای همه خالی. خیلی حال داد. چند روزی از این زندگی یکنواخت راحت شدم.
عجب صفایی داره زندگی تو شهرستان.
اگه دل و جرأتش رو داشتم، از این شهر فرار میکردم و میرفتم شهرستان زندگی میکردم.
ولی حیف که ماها نمیتونیم. به این شهر و به این زندگی عادت کردیم.
اگه یه موقع خواستیم این کارو بکنیم باید همه جوره تأمین باشیم و الا کم میآوریم….
مشکلمون همینه
عادت!!!!!
میرهادی
۱۳۸۵ , ۱۱م , خرداد
واقعا آدم از تهران که خارج می شه، لذت می بره! برعکس اون چیزی که بعضی از شهرستانی ها فکر می کنند!
محمد حسین
۱۳۸۵ , ۱۲م , خرداد
اتفاقا منم که رفته بودم دقیقا همین احساس بهم دست داد… یزد واقعا شهر محشریه!
dj
۱۳۸۵ , ۱۲م , خرداد
خسته شدیم از بس اسممون رو تایپ کردیم.
در ضمن همه حرف ها رو خودت زدی.
یه معلم
۱۳۸۵ , ۱۳م , خرداد
سلام
وقتی می گی از همه نظر باید تأمین باشیم یعنی چی؟ از چه نظر هایی
صبا
۱۳۸۵ , ۱۴م , خرداد