بسم الله
قراره که امروز حاج آقای کلانتری را بیاورند دانشگاه و به عنوان نماینده جدید نهاد رهبری در دانشگاه تهران به هیئت رئیسه دانشگاه معرفی کنند. البته این جلسه غیر رسمی است و قرار نیست اتفاق خاصی بیافتد. قرار است اون طومار و نامهای که در پست قبل درباره آن صحبت کردم ، امروز برسد به دست آقای خامنهای. خیلیها کماکان امیدوارند که این اتفاق نیافتد و حاج آقای ابوترابی در پست خود بماند و از خدا میخواهم که چنین شود.
ایّامالبیض هم شروع شد. ۳ روزی که خیلی کارها میتوان در آن انجام داد. خیلیها بار خودشان را در این ۳ روز میبندند. امسال ، سال چهارمی است که در مراسم اعتکاف دانشگاه تهران میخواهم شرکت کنم. خیلی حرفها دارم بزنم. البته به خود خدا ، نه به بقیه.
حرف آخر: این الرجبیون
این تبعیض که می گویند شاخ و دم که ندارد! حالا ما هیچی که سال اولمان بود و راهمان ندادند! اما این رفیق شفیق که بچه ی دانشگاه تهران هم بود و خودش را هم کشت ولی چون سال دومی بود که می خواست شرکت کند راهش ندادند! آن وقت آقایون ۴ سال…!!!
dj
۱۳۸۵ , ۱۶م , مرداد
توفیق است و درک معنویات…!!!
dj
۱۳۸۵ , ۱۶م , مرداد
در هر حال ما رو فراموش نکنید
قسمته آقا
این حرفا رو نداریم
آره همش قسمته
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۱۶م , مرداد
اگر کسی رو راه ندادن بیاد مسجد محل ما جا داره!!
رضا
۱۳۸۵ , ۱۶م , مرداد
در جواب dj :من نمی دونم این خانوم ها چرا اینقدر برای این برنامه ها پایه اند. خودمونو خفه می کنیم که آقایون تو رو خدا پاشین بیاین و خانوما تو رو خدا نیاین…
کاظم
۱۳۸۵ , ۱۶م , مرداد
خیره
انشاالله
احسان
۱۳۸۵ , ۱۶م , مرداد
سلام. دارم میرم جهادی. حلالم کن.
یا علی
محمد امین
۱۳۸۵ , ۱۸م , مرداد
حیف که از اوناش نیستم که بگم: کوفتت بشه!
تازه! اصلاً تو چی کاره بیدی؟ باید رفت سر و ته اون آقای حامد سلیمی رو هم آورد!!
(توضیح: من همون رفیق شفیقی هستم که راهم ندادن.)
من.
۱۳۸۵ , ۲۱م , مرداد
زیارت رئیس جمهور قبول
یه معلم
۱۳۸۵ , ۲۱م , مرداد