آخر داستان :مرگ
چرا باید اینقدر خودمون رو مشغول این کارهای دنیا بکنیم؟
آخرش رو تخت غسالخانه این بدنی که همه کار از دستش بر میاومده رو ، این ور و اون ور میکنن و چهار تا سطل آب روش میریزن و کفن پیچش میکنن.
آقای مهندسی که به فکر این بوده که خط اطوی شلوارش خراب نشه و گوشی موبایلش فلان مدل باشه ، آخر داستان بدن عریان خودش رو هم نمیتونه از دید دیگران دور کنه…
یه روزی میرسه که فرصتمون تموم میشه ، چی تو این کوله پشتی بار کردیم خدا میدونه.
حرف آخر : فقط باید خوب بندگی کنیم…

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد
دیگه حرف آخر رو خودت زدی حاج کاظم
امیدوارم این کامنت مورد قبول دوست خوب آقا کاظم ( که دیگه دوست ما هم هست) جذر ببخشید رادیکال عزیز ( البته شاید معنای سیاسی آن مورد نظر باشد) قرار گرفته باشه
امیر
۱۳۸۵ , ۳م , شهریور
پس حالا معلوم شد که چرا « علوم پایه » میخونی … میخوای مهندسها رو مسخره کنی ؟؟؟؟

این « آقای مهندسی » منو اول یاد حمید مهندسی انداخت ، امشب از مکه میاد ( ۳:۳۰)
ولی خب … تازگیا فهمیدم که خیلی جا داره که خوب زندگی کنیم … شاید همین روزها بفهمی که چی میگم !!!
(یاد بگیر چه جوری کامنت میذارن … نه ۳ کلمه فقط برای حاضر غایب !!! )
احسان
۱۳۸۵ , ۳م , شهریور
بسم الله
سلام .
انا لله و انا الیه راجعون
کاظم جان ، تا حالا این همه مرگ و میر دیدیم ولی درست نمیشیم .
یه جای کار میلنگه . نمی دونم کجا . خدا رحم کنه .
در هر حال پست خوبی بود . از این حرفا بزن بازم . زیادی داره بهمون خوش میگذره .
یا علی
التماس دعا
م.ا.ف.
۱۳۸۵ , ۳م , شهریور
موتوا قبل ان تموتوا
میرهادی
۱۳۸۵ , ۴م , شهریور
اون عکس صادق هدایت کنار جنازه نشون میده که یارو احتمالا خودکشی کرده!
و احتمالا نفر بعدی هم همونه که عکس دستشه.
امیدوارم که اون لااقل مهندس نباشه!
علی
۱۳۸۵ , ۴م , شهریور
بسم الله
اولا:
سلام دوست برادر
ثانیا:
به قبرستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بی کفن رفته دل خاک
نه دولتمند برد از یک کفن بیش
ثالثا:
آقای امیر خان از اینکه من دو دوست خودت میدونی خیلی خوشحالم!!!:grin:
و این که اگر قراره من به شما نمره بدم خیالت راحت قبولی!
حضرت صاحب(عج) خطاب به سید رشتی (بعد از اینکه ۳مرتبه فرمودندعلیکم بالنافله)۳مرتبه فرمودند علیکم بالعاشورا
حالا شما قسمتی از زیارت عاشورا رو به عنوان طلیعه کامنتتون در نظر گرفتید پس حتما قبولید
التماس دعا
یا حق
رادیکال
۱۳۸۵ , ۵م , شهریور
ترسوندی ما را که
تازه از جهادی اومدیم حاجی. یه کم بهمون امید بده. اونجا به اندازه کافی بدبختی دیدیم.
علی آقا مربی
۱۳۸۵ , ۶م , شهریور