بسم الله
به نام پدر ، ساخته ابراهیم حاتمیکیا
بالاخره رفتم و به نام پدر را دیدم. نگران بودم از اینکه اکران فیلم تمام شود و من مجبور بشوم این فیلم را با کامپیوتر ببینم که به همت میرهادی و عبدالمجید این امر محقق شد. بر خلاف انتقاداتی که از این فیلم شنیده بودم ، بسیار از این فیلم لذت بردم. چون برای دیدن این فیلم ذهن خود را از همه چیز پاک کرده بودم و برای دیدن این فیلم ، نه میدانستم آژانس شیشهای چیست و نه موج مرده را میشناختم و این فیلم را به طور مستقل در ذهن خود بررسی کردم.
اگر حاتمیکیا در طول دوران فیلمسازی خود ، فیلمی بهنام آژانس شیشهای نمیساخت ، اگر فیلمی به نام ارتفاع پست نمیساخت ، الان به نام پدر، سری در بین سرها بلند کرده بود.
حاتمیکیا کارگردانی است که در فیلمهای خود ، به دنبال تفاوت بین نسلها میگردد. اصولا هم سبک چندین ساله فیلمسازی حاتمیکیا اینگونه بوده. اگر به دقت به فیلمهای آژانس شیشهای و به نام پدر نگاه کنیم ، میبینیم که تمام اشخاصی که در این فیلمها بازی میکنند ، هر کدامشان نماد یک تفکر در جامعه فعلی ما هستند. در دیدن این فیلم و کلا فیلمهای حاتمیکیا ، باید سعی کرد هر چیزی را که در فیلم اتفاق میافتد و دیده میشود ، به نوعی به جامعه امروزیمان بسط بدهیم ، و در جامعه مصداقی برایش پیدا کنیم….
با این تفاوت که تو به نام پدر, هر دو نسل به شکاف موجود معترف بودند و دیگه به دنبال تطبیق همدیگه نبودن
میرهادی
۱۳۸۵ , ۲۹م , شهریور
توی این فیلم چه کسی نماینده ی شما و افکارتون بود؟ می شه توضیح بدید؟!
dj
۱۳۸۵ , ۲۹م , شهریور
من برام یه کمی سخته نمادها رو پیدا کنم. اگه حالشو داری برام توضیح بده. البته با توجه به قراین فیلم.
در ضمن بیان اینکه تفاوت بین نسلها است؛ خیلی کار سختی نیست. اینکه این تفاوت چیست و در اینجا چطور بیان شده مهم است که من تا جایی که شعورم اجازه داد و از فیلم فهمیدم؛ از این بیان خوشم نیومد.
محسن
۱۳۸۵ , ۲۹م , شهریور
salam
khube shoma ham mesle baziha nakjbidid aghaye hatamikiya ro…
rastesh be manam kheili chasbid didane in film albate baraye man sharayeti faraham shod ke tanha dar salone sinama in filmo bebinam…tanhaye tanha…
baraye haminam behem kheili chasbid…
tu in khalvati ke be yomne yek dust baram mohayya shod tuye ye salone bozorg rastesh engar khodamam tu bimarestanam daram az unja magararo donbal mikonam…
rastesh baraye goftane kheili chiza bayad raft be fazahaii ke az ye jense digehii bashan…
rastesh kheili delam misuze ke ye ruz engar bayad cheraghe omre azizi mesle hatamikiya khamoosh beshe..
vaghean sarmayeye bozorgiye
kash ke ino khoob avval befahmim…
donyaye un va zaboonesh ba kheili ha fargh mikone…
bayad ba zaboone khase khodesh aasaresho did…
aadel hogo
۱۳۸۵ , ۲۹م , شهریور
یه جورایی رفتار میثم عباسی فیلم شبیه توه
میرهادی
۱۳۸۵ , ۳۰م , شهریور
بهتون توصیه می کنم قبل از این که اون ور آبی ها با همین خیالبافی ها، نسخه ی همگی مون رو بپیچن، یه کم اطلاعاتتون رو به روز کنید! … راستی! به نظر شما برای چی چشم انداز بیست ساله واسه مملکت می نویسن؟! احیانا منطقش همین خیالبافی ها نیست؟!
dj
۱۳۸۵ , ۳۰م , شهریور
همشهری جوان توی شماره این هفته اش یه پرونده برای ابراهیم حاتمی کیا درآورده. یه نقدگونه هم راجع به به نام پدر زده. بد نیست مطالعه بفرمایید.
dj
۱۳۸۵ , ۳۱م , شهریور
به نام پدر مثل ماه توی خورشید آژانس گم شد.
باز رمانتیک شد!
محمد امین
۱۳۸۵ , ۳۱م , شهریور
به dj : به حاتمی کیا باید ایمان داشت
کاظم
۱۳۸۵ , ۳۱م , شهریور
اونی که همیشه باید بهش ایمان داشت خداس… و هر کس و هر چیزی که نشانه های خدا رو با خودش داره… در ضمن، فکر می کنم خوب باشه که هر کس رو در قدوقواره ی خودش ببینیم و بسنجیم. قطعا حاتمی کیا هر چه قدر هم که تلاش کنه نمی توونه به افتضاحی بسیاری از کارگردانای امروز فیلم بسازه! اما وقتی بحث ایمان به کار یه آدم رو پیش می کشید، باید نگاهتون رو از خیلی از کلیشه های امروزی بالاتر ببرید
dj
۱۳۸۵ , ۳۱م , شهریور
به dj : شک ندارم که الان کاملا احساساتی با موضوع برخورد می کنید. نمی دانم که آیا با زبان حاتمی کیا آشنایی دارید یا نه؟
کاظم
۱۳۸۵ , ۳۱م , شهریور
راستش یک روز حاتمی کیا گفت من از اشغال خرمشهر گفتم دیکران بیایند و از فتح آن بگویند…
راستش عجب چیزی گفته بود مطمئنا میدانست چه می گوید…
من به نام این فیلم رو میبینم که حرفهایی داره میخاد بزنه که انگار دیگه نمیتونه مثل گذشته بگه…انگار باید اونقدر ساده بگه که اگه اونایی هم که فهمیدند دم نیاورند و باز هم به خاطر ضعف این فیلم بازم خودشد بکوبند
البته این فقط یک تحلیل از دید خودمه من اگه جای اون بودم این فیلم رو با این نگاه می ساختم…
ساده و گیرا …
هم میتونه بکوبه و هم راحت کوبیده میشه…
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۳۱م , شهریور
ما که ختم کرده ایم کارهای جناب کارگردان رو بس که… همون پرونده ی همشهری جوان بهتره! لااقل گفته هاشون ان قدر اعتبار داره که زیر علامت سوال نفهمیدن و ندونستن نره
dj
۱۳۸۵ , ۱م , مهر
برای من هم سوال است. کدام یک از آدم های این فیلم نماد ی از شما یا من هستند؟ من که کسی را در این فیلم پیدا نکردم که نمادی از آدم های تیپ من باشد. نمی توان به این طور نمادسازی خوش بین بود…
حم
۱۳۸۵ , ۳م , مهر