بسم الله
مهر ماه تمام شد. از شروع سال تحصیلی یک ماه گذشت و یک ماه به زمان برگزاری کنکور ارشد نزدیکتر شدیم. فکر کنم که تو این یک ماهه جلو که نرفتهام ، هیچ ؛ یه خورده هم به عقب رفته باشم.
ماه رمضون هم تمام شد ….. تمام شد…… بازم هیچ کاری نکردیم تو این ماه . هیچ کاری که نه. ولی خوب کارهای بیشتری میشد انجام داد. خوش به حال اونایی که خودشون رو یه تکونی دادند. مطمئنم که دلتنگ خواهم شد. این که میگویند در این ماه شیاطین در غل و زنجیر هستند ، آدم واقعا حسش میکنه. نگرانم ، نگران… الان برای خودم این آیه رو زمزمه میکنم : ” و من یتق الله یجعل له مخرجا ” . در قسمت صوتی و تصویری وبلاگ ، یه فایل صوتی از حاج منصور ارضی قرار دادهام ، متناسب با این ایام. حتما گوش کنید.
دیشب رفتم اهدای خون. تصمیم گرفتم که این کار را برای همیشه به طور منظم انجام بدهم . هر ۳ ماه یک بار. به رفقا هم گفته ام که از این به بعد همه با هم به طور منظم این کار را انجام دهیم. هر کس که پایه این کار هست ، بسم الله؛ یه خبر به ما بده . این سری را هم زحمت بکشید و خودتان تشریف ببرید. از دفعات بعد هماهنگ خواهیم کرد…
همیشه به اهدای خون و از این صحبت ها
editor
۱۳۸۵ , ۳۰م , مهر
man ke khodam khoonam baraye khodam ham kefayat nemikone
albate ma khoone dele ziyadi dadim
mostamar
bad nistesh
aadel hogo
۱۳۸۵ , ۱م , آبان
آخه پسرم…
یکی میره خون میده که از قوای جسمی خوبی برخوردار باشه نه تو که … مگه نه؟
احسان
۱۳۸۵ , ۱م , آبان
به نامش و به یاریش
میدونم بد موقعی واسه قصه شنیدنه ولی من میخوام یه قصه براتون بگم
یکی بود یکی نبود،غیر خدا هیش کی نبود یه جهادی بود خوش قد و بالا آدماش محکم و قرص. فصل فصل جشن بود چون جهادی تازه تموم شده بود و همه داشتن کوله بار خاطرات شاد و غمگین خودشون رو جمع میکردن که ببرن و به انبوه خاطرات قبلی اضافه کنن واسه یه عمر! این وسط تو گرماگرم جشن شروع کردن از آینده گفتن و هم قسم شدن که برای جهادی های بعدی محکم تر و قرص تر بیان و از شهریور ماه چراغ مجمعی رو که جهادی رو برگزار میکرد روشن کنند. ولی وقتی برگشتن انگار اوضاع عوض شده باشه هر کی رفت سی خودش. کم کم شهریور هم رسید ولی خبری از کسی نشد البته دلیلش دوری و زمونه و … یه عده این جوونا رو طوری نگاه میکردن که انگار دارن غریبه میبینن…و
امسال کار زیاد داریم ولی گویا تجربه مکرر هر سال داره تکرار میشه، متاسفم که من دارم این حرفا رو میزنم دلم می خواست که یه دوست جوون تر آستین بالا بزنه
حاجی
۱۳۸۵ , ۱م , آبان
سلام علیکم
آقا این رسمشه آخه؟میای نظر نمیدی؟
البته ما به همینشم راضی هستیم
با زم بهمون سر بزنید
خون هم بدید خوب کاریه
یا مهدی
آسمانیان
۱۳۸۵ , ۳م , آبان
Doktor, Ehdaaye khoon ro paaye am
)
vali nemishe ke, man kam khoonam
na paaye nistam, bikhial
vali chiz digekhaasti ehdaa koni, khabaram kon, masalan
cheshm, goosh, damagh…
vali na, in chizaa laazeme vaase soorat, age nabashe soorate adama zesht mishe, ye vaght nari ehdaa koniyaa,
vali chiz dige khasti ehdaa koni hastam, masalan kolliye, kabed …
oh oh, na ina ham khoob nist, ehdaa konim, 2 3 saal bad khhodemoon mohtaaj mishim, bayad yeki ro kheft konim azash kolliye o kabed begirim,
pas age chiz dige khasti ehda koni khabaram kon, masalan Maghz,
aare khoobe, ham inke Record mizanim dar ehdaaye azaaye badan, ham inke kolli komak be Pezeshkan va motekhassesan mikonim baraaye peyvande maghz, taaze, … hichi ham az dast nemidim
KHosho khorram bashi
NyF – Fight Music Composing
Soroush
۱۳۸۵ , ۴م , آبان
من خیلی دلم می خواهد برای یک بار هم که شده خون بدهم در زندگی سراسر نکبت بار خودم!!! اما فعلا به خاطر مشکلی که دارم نمی توانم. دعام کنین
آرش طباطبائی
۱۳۸۵ , ۴م , آبان
من که هرچی نگاه کردم دیدم خونم تمیز نیست که بدم
بدتر یک سری آدم دیگه رو هم آلوده می کنم
دانشجو
۱۳۸۵ , ۴م , آبان