بسم الله
این چند وقته یه حس و حال غریبی دارم. یا غریب الغربا

در ساعت ۲۳:۱۵ ، یازدهم ذیالقعده سال ۱۴۰۴ هجری قمری ، مصادف با شب میلاد حضرت علی ابن موسی الرضا ( علیه السلام ) ، در بیمارستان سمیه تهران به دنیا آمدم و به فرخندگی و مبارکی آن شب ، نامم را عبدالرضا نامیدند.
در آن زمان ، من با قد کوچکی که داشتم، خیلی بزرگ بودم؛ خیلی. به مرور زمان و با بزرگتر شدن قدم ، خیلی کوچکتر شدم؛ خیلی. از همان بچهگی یه حس عجیبی در من شکل گرفت. یه جورایی امام رضا را برای خودم میدانستم و احساس میکردم که آقا فقط برای خودم است. یه حس متفاوتی نسبت به دیگران. الان هم همین حس را دارم. از اینکه در شب میلاد امام رضا دنیا آمدم احساس غرور میکنم.
اولین باری که از آقا حاجتی را طلب کردم ، بچه بودم و خوب در ذهن دارم . همان موقع بعد از اینکه با زبان کودکانهام از آقا حاجت خواستم، در صحن حرم خوابم برد…… ؛ به تهران که رسیدم و وارد خانه که شدم، تلفن منزل زنگ خورد و خبری که منتظرش بودم را شنیدم. آقا مرا حاجت روا کرده بود. اون موقع این موضوع خیلی به من چسبید .
الان یه جورایی احساس میکنم که آقا از دستم عصبانی است. احساس میکنم که روحم خیلی کثیف شده. احساس میکنم که برای نزدیک شدن به آقا خیلی باید دست و پا بزنم. قدیمها وقتی در صحن حرم آقا قدم میزدم سرم را بالا میگرفتم. ولی الان باید سرم را پایین بیاندازم و با شرمندگی قدم بردارم. هر لحظه منتظرم که آقا به من بگوید ، سرت را بالا بگیر. ولی….
خیلی دوست دارم که تو این ایام بروم زیارت. دعا کنید که قسمتم بشه.
یا امام رضا ، خودت میدانی که ته دلم چی میگذره. یا امام رضا ، یه نگاه به من بیانداز که آروم بگیرم. از اون آرامشهایی که قبلا هم طعمش رو به ما چشوندی.
این چند وقته یه حس و حال غریبی دارم، یا غریب الغربا.
اینم حرف دل ما از زبان رضا هلالی. گوش کنید (۷۰ کیلو بایت )
یه فایل هم تو قسمت صوتی و تصویری قرار دادم از محمدرضا طاهری….
سلام خدا بر آن امام رحمت ، امام رضا (ع)
***
سلام رضا . . .
تولدت مبارک . . .
چه کیکی می خوای بدی؟
شام هر چی می خوای بده . . . فقط خوب بده . . .
یادت نره . . .
اووووووووووووووووووووو . . .
یادت نره . . .
در ضمن آنچه که خواندی بد بینی نبود . . . غیر از اینه؟ واقعا اینجوری نیست . . ؟
یادت نره . . .
محمد رضا شیری
۱۳۸۵ , ۱۱م , آذر
سلام
چهار شنبهی پیش مشهد بودم. هوا خیلی سرد بود ولی…
تولد شما هم مبارک!
پیوندشان هم مبارک!
رضا
۱۳۸۵ , ۱۱م , آذر
سلام آقا مبارک باشه
این روزای ناب کم پیش میاد…
روزایی برای شنیدن حرف آخر درون….
به دور از هیاهوهای بیرونی…
مخصوص خوده خوده خودمون…
تنها و تنها و تنها میریم کنجی و خلوت میکنیم نه با خودمون با دلمون…
حرم و گنبد رو بهونه میکنیم…
غربتشو بهونه میکنیم و برای سیاه درونمون ناله میکنیم…
ناله ای مخصوص خود…
تنهای تنها
بهش اعتماد داریم
همه چیزو میدونه…
اما راحت میبخشه…
راحت میشه دلشو به دست آورد…
اون هیچ وقت حتی اگه بده بدم باشیم بازم اولین کسی که هر روزه بهمون سلام میده بازم اونه!
فقط حیف که این صدا رو تو اجتما پر هیاهوی پر غرضمون خفه میکنیم…
اما خدا هنوز نمرده…
پس من هنوزم امیدوارم…
خدایا از حماقتم کم کن!
خدایا از حماقتم کم کن!
خدایا از حماقتم کم کن!
خدایا از حماقتم کم کن!
خدایا از حماقتم کم کن!
خدایا از حماقتم کم کن!
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۱۱م , آذر
جانا سخن از زبان ما میگویی.
تولدت مبارک.کله پاچه کی میدی ؟
عبدالرضا خیلی ردیف تر از کاظمه.پیشنهاد میکنم برای تنوع هم شده یه مدت جو بندازیم عبدالرضا صدات کنن!
میرهادی
۱۳۸۵ , ۱۱م , آذر
ای آقا! حست برای همه آشناست. من ۱۷ ربیع الاول به دنیا اومدم…. اما من هم به امام رضا همین حس رو دارم…
برای هم دعا کنیم … برای همه دعا کنیم…
آرش طباطبائی
۱۳۸۵ , ۱۲م , آذر
دلم گرفته
دلم گرفته
دلم گرفته
دلم
گرفته
آسمانیان
۱۳۸۵ , ۱۲م , آذر
منم مثل توام با یک سینه حرفای نگفته
امام رضا بخواه که بیام پیشت
رضا
۱۳۸۵ , ۱۲م , آذر
سلام بر عبدالرضا تولدت مبارک .
سریعتر مکان کله پاچه رو مشخص کن .
عبد الرضا باشی ….
حسین
۱۳۸۵ , ۱۲م , آذر
سلام دوباره
آقا کاظم مرسی که اومدی وبلاگم
امیدوارم لحظات قشنگ دلدادگیت تموم نشه
رضا
۱۳۸۵ , ۱۳م , آذر
- قالَ (علیه السلام): عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاْنْبیاءِ، فَقیلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْنْبِیاءِ؟ یَا ابْنَ رَسُولِ الله! فَقالَ (علیه السلام): الدُّعاءُ.([۱۳])
فرمود: بر شما باد به کارگیرى سلاح پیامبران، به حضرت گفته شد: سلاح پیغمبران(علیهم السلام)چیست؟
در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال; و دعا کردن و از او کمک خواستن مى باشد.
aadelhogo
۱۳۸۵ , ۱۳م , آذر
یا غریب الغربا …
خیلی دلی بود …
تبریکات …
editor
۱۳۸۵ , ۱۳م , آذر
خدایا، مرا ببخش..
خدایا مرا ببخش که بنده تو بودم اما بندگیت را نکردم..
خدایا مرا ببخش که عاشق شدم. مرا ببخش که عاشق غیر از تو شدم..
خدایا مرا ببخش که درب خانه دلم را به روی غیر از تو گشودم..
خدایا مرا ببخش که از یاد بردم که القلب حرم الله. لا تسکن غیر الله..
خدایا مرا ببخش که غیر تو را به خانه قلبم ساکن نمودم..
خدایا مرا ببخش… be naghle mazmun..
aTye
۱۳۸۵ , ۱۴م , آذر
بسم الله
این پست یه طرف ، کامنت aTye هم یه طرف . این کامنت خیلی زیبا بود .
این شرمساری تا ابد همراه ماست . هربار که یاد این تیپ مسائل میفتم ، تا چند لحظه می تونم این حس رو نگه دارم . اما بعد از مدت کوتاهی ، این دل دوباره برمیگرده به همون وضعیت قبلی خودش .
خدایا ، الامان …
یا حق
م.ا.ف.
۱۳۸۵ , ۱۵م , آذر
به خدا بگید منو هم ببخشه!
من مدتیه خونه خدارو آدرسشو گم کردم!
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۱۶م , آذر
تولدت مبارک
حرف دلت با صدای خودت قشنگ تره تا این بابا !
محمد حسین
۱۳۸۵ , ۱۶م , آذر
آخه تا کی؟
آسمانیان
۱۳۸۵ , ۱۸م , آذر
واقعا مشهد یک چیزه دیگست.
محمد
۱۳۸۵ , ۱۸م , آذر
اما رضا کجایی که ببینی من تو غریب ترم!
دلتنگ ترم!
داغونه داغونه!
خسته و آواره!
مبهوتم در برهوت!
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۱۸م , آذر
این هوگو چرا انقدر نا امیده !!!!!!
سعید
۱۳۸۵ , ۱۹م , آذر
man ke kheily madionesham…enghadr delam gerefteh ke age beram haram digeh dar nemiam…Ya Emame Hashtom
Ali Saboury
۱۳۸۵ , ۲۰م , آذر