بسم الله
با سعید بابایی سر خیابان جمالزاده ایستاده بودیم و منتظر ماشین بودیم که من بروم پونک و سعید برود صادقیه. دو تا ماشین برای پونک سوار میکردند و ماشینی برای صادقیه نبود. بنابراین حضور خود را به راننده اعلام کردم و با سعید مشغول صحبت شدم که راننده سه تا مسافر به تورش افتاد و ما پیچاند و رفت.
سعید به دو تا مسافر که خارج صف برای صادقیه ایستاده بودند، تذکر داد که آخر صف اونجاست! برام جالب بود که هنوز این روحیه اصلاحطلبانهاش را حفظ کرده. خدا حفظش کنه.
سعید میگفت صبحها که از میدان انقلاب برای رفتن به محل کارش عبور میکنه، کلی به این کاندیداها و تبلیغات انتخاباتیشون میخنده. حق هم داره. طرف تو پوسترش زده “من هم شما را دوست دارم” ؛ از قدیم به ما یاد دادن که تو زندگی فقط باید یه نفر رو دوست داشت !!!…
سعید میگفت یه خانمه برای شورای شهر کاندید شده که چند تا پوستر برای خودش چاپ کرده. یه جا با چادر، یه جا با مقنعه و یه جا با روسری. خدا این کاندیدای محترمه را هم حفظ کنه.
سعید میگفت که بهترین حالت اینه که پنج تا اصلاحطلب رای بیارن، پنج تا قالیبافی و پنج تا اصولگرا.
سعید میگفت که برای اولین بار میخواهد به آقای ….. برای خبرگان رای بدهد. یه خورده فکر بکنید میتوانید حدس بزنید که منظورش کیه.
از سعید خداحافظی کردم و سوار ماشین شدم و راننده حرکت کرد. بین راه از کنار یک ماشین عبور کردیم که آقا پلیسه داشت جریمش میکرد. راننده بهم گفت که همون ماشینه بوده که منو پیچونده و رفته….
*****
من هنوز درست نمیدانم که این شورای شهر وظایفش چیه. یکی به من توضیح بده.
نمایندگان خبرگان در نطقهای تبلیغاتیشون یکی از وظایف خود را نظارت به رهبری عنوان میکنن…
*****
نمیدانم از این به بعد میرهادی، یادداشتهایش را کجا مینویسد. شما بهش بگویید که وبلاگش رو تعطیل نکنه.
*****
پنجشنبه این هفته، دبیرستان مفید یکی از بهترین پنجشنبهها را به خود میبیند. مراسم روز آخر هفته شهدا دبیرستان. هر کس که میتواند، حتما بیاید. برنامه خونگیری هم برقراره. هم برای آقایون و هم برای خانمها. آقا رضا هم این چند وقته خیلی زحمت کشیده. خدا ایشون رو هم حفظ کنه.

خداوند همه را حفظ نماید جمیعا” انشا الله !!
اون وفت اگه وظیفه ای نداشت چی !! بازم توضیح می خوای ؟؟
نمایندگان خبرگان در نطقهای تبلیغاتیشون یکی از وظایف خود را نظارت به رهبری عنوان میکنن… الآن دقیقا” مشکلت با این جمله چیه ؟!
ما که ربط اون کار با روحیه ی اصلاح طلبانه را نفهمیدم … اما الا ای حال خدا همه ی دارندگان روحیه ی اصلاح طلبی را حفظ کند !!
editor
۱۳۸۵ , ۱۹م , آذر
فهمیدی به منم بگید آقا؟
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۱۹م , آذر
hamash bazie… mano toam mohream…khoda maro hefz koneh kazem jan…Ya ALI
Ali Saboury
۱۳۸۵ , ۲۰م , آذر
به این راحتی نبود! اتفاقا خیلی سخت بود… در مورد اون وبلاگ هم بسیار موافقم! شما هم از طرف ما بهشون بگید تعطیل نکنن!!
ف.ع
۱۳۸۵ , ۲۰م , آذر
یادداشت های میر هادی چی شده؟خبریه؟
راستی چند روز پیش تو یکی از شهرهای کوچیک اطراف بودم…یک تبلیغاتی بود!دیدنی.ناخودآگاه یاد فیلم مارمولک افتادم…بعد!اونم درس عبرتی باشه برا راننده که کسی رو نپیچونه(کار خداست دیگه)
خب برم ببینم تو یادداشت های میر هادی چه خبره…فعلا
آسمانیان
۱۳۸۵ , ۲۰م , آذر
salam
be nazare shoma chera mirhadi , m.a.f , kheyli haye dige be in natije residan ke tatilesh konan
shoma ham dar in mored fekr kon shayad be jaiee residi
radikal
۱۳۸۵ , ۲۰م , آذر
یا مهدی
حسین
۱۳۸۵ , ۲۰م , آذر
فکر کنم بهتر باشه بگیم خدا مارو حفظ کنه!
از شر …….
مهتاب
۱۳۸۵ , ۲۰م , آذر
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان بصدق
بدرقه رهت شود همت شحنه ی نجف
aTye
۱۳۸۵ , ۲۰م , آذر
بسم الله
به نظرم میرهادی نباید تعطیل می کرد . یعنی جناب رادیکال نباید من رو با میرهادی مقایسه کنه . چون ارزش نوشته های میرهادی خیلی بیشتر از این حرف ها بود که کسی بخواد تعطیلی وبلاگشو در کنار تعطیلی کار من قرار بده .
به رضا هم خسته نباشید میگم . انشاءالله با شهدا محشور بشه . از کسایی که مدعی نیستن ولی کار می کنن خیلی خوشم میاد . این آقا رضای ما کارش خیلی درسته .
یا علی
م.ا.ف.
۱۳۸۵ , ۲۳م , آذر