بسم الله
پنج سال پیش، روز عید غدیر…
نمیدانم دوستان به خاطر دارند یا خیر. بر اساس یک رسم قدیمی در دبیرستان مفید، تمام بچههای سال چهارم (پیشدانشگاهی)، در یک اردوی یک روزه، رفتیم به اردوگاه شهید رجایی شهر کرج؛ که هم بچهها یک نفسی تازه کنند و یک روز به کنکور فکر نکنند و البته مهمتر اینکه رسم پسندیده خواندن عهد اخوت را اجرا کنند. عصر اون روز، بچهها تو یک سالن بزرگ دور هم جمع شدند و آقای صحافزاده بعد از یک سخنرانی مختصر، صیغه را جاری کردند.
از اون تاریخ به بعد، ما بچههای دوره بیست و دو ( بیست و دوی زلزله، محبوب هر چی دله )، با هم دیگه برادر شدیم. برادران واقعی. به معنای واقعی. برادرانی که به واسطه اون عهد، وظایفی گردنمون اومد. تو همون جلسه کلی تلاش کردیم و بچههایی که طی دو یا سه سال گذشته با هم قهر بودند را آشتی دادیم. از اون روز خیلی جواب گرفتم. تک تک صحنههای اون روز تو ذهنم نقش بسته. فکر میکنم که مهدی سیفاللهی از مراسم تصویربرداری میکرد.
واقعا از بچهها، چند نفر یادشون مونده که ماها با هم دیگه برادریم؟ چند نفرمون از حال همدیگه خبر داریم؟ بگذریم….
یکی از دوستان ما، چند وقتی هست که حال و روز خوشی نداره. یعنی من فکر میکنم که حال خیلی بدی باید داشته باشه. احساس میکنم که از درون در حال منفجر شدنه. چند شب پیش، علت این موضوع را در خوابی که دیدم، فهمیدم. برایش دعا کنید….
سلام
عیدت مبارک
دعوتت کردم به بازی یلدا… حال داشتی بیا تو بازی
آرش طباطبائی
۱۳۸۵ , ۱۷م , دی
شرح بازی تو وبلاگمه
آرش طباطبائی
۱۳۸۵ , ۱۷م , دی
سلام … حالت خوبه؟ … حالم خوبه…
عیدت مبارک
احسان
۱۳۸۵ , ۱۷م , دی
اسقطت عنک جمیع حقوق الاخوه ما خلا الشفاعه و الدعا والزیاره…
aTye
۱۳۸۵ , ۱۷م , دی
میشه اول اسم کوچیک و فامیل این دوستتون رو بگین!
با تشکر
n
۱۳۸۵ , ۱۷م , دی
چه کار قشنگی…
ف.ع
۱۳۸۵ , ۱۷م , دی
وقتی بیداری بهت اعتمادی نیست!
رضا
۱۳۸۵ , ۱۸م , دی
نامه ۳۱ امام علی به امام حسن (ع) رو بخون و به این عبارتی که نوشتی بلند بخند و تامل کن!
“…ما بچههای دوره بیست و دو ( بیست و دوی زلزله، محبوب هر چی دله )، با هم دیگه برادر شدیم. برادران واقعی. به معنای واقعی. برادرانی که به واسطه اون عهد، وظایفی گردنمون اومد.”
خوشحالم که اون روز موندم خونه،مثل خیلیایه دیگه!و اون روهم یه حرکت جوگیرانه میدونم!
به نظرم ما …ی ها بیشتر حرف میزنیم و ادعا داریم تا عمل!
میرهادی
۱۳۸۵ , ۱۸م , دی
به نظر من هم شما ….ای ها بیشتر حرف می زنید و ادعا دارید تا عمل !
sms
۱۳۸۵ , ۱۸م , دی
اولش نوشتی برادرای واقعی. بعدش نوشتی نمی دانم کسی یادش هست یا نه. برادری شما هم شده حکایت برادری ما. بعد از غدیر با یکی از دوستان رفتیم امام زاده صالح و عقد برادری خواندیم. همین الان یک سالی می شه که ندیدمش.
علی آقا مربی
۱۳۸۵ , ۱۸م , دی
فیلترینگ غیر اخلاقیات بله!
اما فیلترینگ سیاسی چی؟
کافیه یه چرخ خریداری بزنی تا ببینی چه قدر سایت غیر اخلاقی هنوز که هنوزه بازه و چه قدر سایت سیاسی با اهم اول بسته می شه
وانگهی به قول امام ما ماموربه وظیفه ایم نه مامور به نتیجه!
منتظر پستت توی وبلاگ جبهه تلاش متحد هستم
جبهه
۱۳۸۵ , ۱۸م , دی
سلام
ما هم آقا خودمونو برادر شما میدونیم!
برادر کوچیکه!اجازه هست!
عهد های دیرین همیشه شیرین و یادآوریش شور آفرین است!
موفق باشید همواره!
و سلامت باشید مادام!
ما رو هم دعا کنید
برادر ناتنی و کوچک خودتون!
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۱۸م , دی
گرد هم آیی…
یادش به خیر . . . قدیم تر . . . رفاقت ها خیلی نزدیک تر از حالا بود. سال چهارم که شدیم، عید غدیر افتاده بود وسط تعطیلات عید نوروز. رامسر بودیم. ارد…
« راز نهفته »
۱۳۸۵ , ۱۸م , دی
سلام. دنبالک ارسال کردم برات. قضیه این بازی ها چیه که راه افتاده؟
راستی آدرس من عوض شده. اگه برای وبلاگ به سایت خودم لینک دادی به همین رازدل که تو کامنت هست تغییرش بده. اون طرف رو دارم تعمیرات اساسی می کنم. سلام برسون
یا علی
محمد امین
۱۳۸۵ , ۱۸م , دی
خب نمی شه همه چیز رو با هم خواست.یا هر چیزی رو از هر کسی!!!!
نباید بی پروا قبول کرد تا بعد با شک جلو رفت…
خدا کمکش کنه!دوستتونو می گم.
یا علی مرتضی
آسمانیان
۱۳۸۵ , ۱۹م , دی
شما هم فقط بلدی ما را مایوس کنی
اگر یه مارکسیست این کار را می کرد بقیه جوری پشت سرش در می آمدند که نگو
حالا شماها….
جبهه تلاش متحد
۱۳۸۵ , ۱۹م , دی
بسم الله
سلام
اگه اشتباه نکرده باشم ، محسن مرادی هم بود تو اون روز … خدا رحمتش کنه …
اما روز قشنگی بود …
کلاً روزای خوبی داشتیم . اما وقتی بزرگ شدیم ، خیلی پیچیده شدیم …
یا حق
م.ا.ف.
۱۳۸۵ , ۱۹م , دی
میر هادی کدوم قسمت نامه رو می گی ؟ از احوال هم جویا شیم .
حسین
۱۳۸۵ , ۲۰م , دی
زین مردمان سست عناصر دلم گرفت…
aTye
۱۳۸۵ , ۲۰م , دی
“…اگر دوستت پیوند از تو گسست، پیوستن او را بر خود هموار سازد و چون از تو رخ برتافت تو به لطف پیوند روى آور و چون بخل ورزید ، تو دست بخشش بگشاى و چون دورى گزید، تو نزدیک شو و چون درشتى نمود، تو نرمى پیش آر و چون مرتکب خطایى شد، عذرش را بپذیر ، آنسان ، که گویى تو بنده او هستى و او ولى نعمت تو.ولى مباد که اینها نه به جاى خود کنى یا با نااهلان نیکى کنى . دشمن دوست را دوست خود مشمار که سبب دشمنى تو با دوست گردد.
وقتى که برادرت را اندرز مى دهى چه نیک و چه ناهنجار، سخن از سر اخلاص گوى و خشم خود اندک اندک فرو خور که من به شیرینى آن شربتى ننوشیدهام و پایانى گواراتر از آن ندیده ام. با آنکه ، با تو درشتى کند، نرمى نماى تا او نیز با تو نرمى کند . با دشمن خود احسان کن که آن شیرینترین دو پیروزى است، انتقام و گذشت. اگر از دوست خود گسستن خواهى ، جایى براى آشتى بگذار که اگر روزى بازگشتن خواهد، تواند.اگر کسى درباره تو گمان نیک برد، تو نیز با کارهاى نیک خود گمانش را به حقیقت پیوند.
به اعتمادى که میان شماست، حق دوستت را ضایع مکن، زیرا کسى که حق او را ضایع کنى، دیگر دوست تو نخواهد بود . با کسانت چنان کن که بىبهرهترین مردم از تو نباشند.
با کسى که از تو دورى مى جوید ، دوستى مکن. و نباید دوست تو در گسستن پیوند دوستى، دلیلى استوارتر از تو در پیوند دوستى داشته باشد . و نباید انگیزه اش در بدى کردن به تو از نیکى کردن به تو بیشتر باشد…”
میرهادی
۱۳۸۵ , ۲۱م , دی
میر هادی عزیز،
خداوند خیرت دهاد. برای من یکی که مفید بود.
kazem
۱۳۸۵ , ۲۱م , دی
خوشحالم از اینکه ما تو دورمون عهد اخوت نخوندیم.
محمد
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
آقا این اهنگت ضایع است…. از وقتی گذاشتیش یه جورایی میشم تو وبلاگت
آرش طباطبائی
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
آرش جون ، خیلی هم قشنگه. اصلا هم مهم نیست که یه جوری میشی…
kazem
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
منم اصلا با این آهنگ حال نمیکنم.رو اعصابمه!و هر موقع میام اینجا اول قطعش میکنم!
میرهادی
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
محض اطلاع میگم
عکس اول نکته داشت و تو که سرسری می خونی و فقط برای … کامنت میذاری نکته رو نگرفتی
احسان
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
سلام
دیروز کلی زور زدم اما نتونستم بیام این جا باز نمیشد!!؟
آقا دعای ما یادت نره!
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
راست می گن دیگه .. عوض کن این آهنگه مسخره رو ! چه قد ما پسر ها بی احساسیم!!
)
editor
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
من هم سر بسته قبول دارم!
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
این آهنگ مسخره رو بردار !!!! :-&
احسان
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
مگه من با شماها شوخی دارم؟
این چه وضعه صحبت کردنه؟
kazem
۱۳۸۵ , ۲۲م , دی
من از جانب همه مون ازت معذرت می خوام (!) راست می گه دیگه بابا اذیتش نکنید این حاج کاظم .. گناه داره به خدا D:
editor
۱۳۸۵ , ۲۳م , دی
سلام. بابا من از نظر اخلاقی گفتم. چی کار به مهران مدیری و بدآموزی هاش دارم؟ راستی به نظر تو نمی ارزه کمی بیشتر از ده میلیون خرج کنی از شر یه نفر راحت بشی؟ فکر خوبیه ها !
یا علی
محمد امین
۱۳۸۵ , ۲۳م , دی
یادش بخیر. چقدر زود می گذرد همه چیز. حتی یادم نمی آید بغل دستیم وقتی که دست در دست داده بودیم و عقد اخوت می خواندیم، که بود. روزی بود برای خودش آن روز. سیدها کیک خریده بودند. روز روز سیدها بود. چه زود می گذرد. ۱۳۷ نفر بودیم و الآن ۱۳۶ نفر مانده اند و هریک در گوشه کناری. خدا می داند در چه حال و روزاند. خدا به همراهتان ای همدوره ای هایی که هنوز زنده اید و روحت شاد باشد ای محسن. یا علی***لوتی
لوتی
۱۳۸۵ , ۲۳م , دی
سلام.
ما به روز شدیم.
خوشحال می شیم نظرتون رو دربارش بدونیم.
aavaa
۱۳۸۵ , ۲۳م , دی
عجب گیری افتادیم از دست تو. نمی شه یه جا از دست تو راحت هرچی دلمون می خواد بنویسیم ؟
علی آقا مربی
۱۳۸۵ , ۲۳م , دی
کاظم جون ضمیر میدونی چیه ؟ جانشین اسم میشه که از تکرار اون جلوگیری کنه . ضمایر منفصل در فارسی : من تو او ما شما ایشان . لطفا کمی ازشون استفاده کن تا تو یه نوشتت آدم ۱۳۸ بار نخونه : به سعید ، با سعید ، از سعید ، سعید …. !
میدونی که من رفیق فابتم دارم عیبتو بهت تذکر میدم عزیزم . منم محسن … بیا بغلم >
mohsen
۱۳۸۵ , ۳۰م , دی