بسم الله
بعضیها فقط جلوی بینی خود را میبینند و اصلا نگاهی به آینده ندارند.
چند ماه پیش، دغدغه من و خیلی از دانشگاهیان دانشگاه تهران، تغییر و تحول در نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه و رفتن آقای ابوترابی از این نهاد بود. چیزی که آن موقع به جلو رفتن این داستان کمک کرد، سکوت بسیج دانشجویی در قبال این اقدامات بود به طوری که هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندادند. خیلی از افراد با مسئولین بسیج صحبت کردند. ولی گوش کسی به این صحبتها بدهکار نبود که نبود. سرانجام اتفاقی که نباید میافتاد، افتاد. حاج آقای ابوترابی با دانشگاه خداحافظی کرد و جناب کلانتری جای ایشان را گرفتند.
گذشت و گذشت. چندی پیش طی یک اقدام غیر منتظره، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، از طرف مقامات بالا، از سمت خود برکنار شد و شخص دیگری جای وی را گرفت. دهان همه بچههای بسیج از این اقدام باز ماند. نمیدانستند که چه کار باید بکنند. به شخصه از اینکه یک همچین بلایی سرشان آمد، خیلی خوشحال شدم. پیش هر کسی که میرفتند، ناامید بر میگشتند. ظهر تاسوعا حاج آقای ابوترابی در مراسم مسجد دانشگاه شرکت کردند. بچههای بسیج از این موقعیت استفاده کردند و از حاج آقا طلب یاری کردند. حاج آقا با اینکه در حال حاضر در دانشگاه سمتی ندارند، به آنها قول دادند که موضوع را پیگیری کنند. من به کنایه به آنها گفتم که بروید به آقای کلانتری بگویید. جواب دادند از ایشان کاری بر نمیآید. جواب دادم: جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت بود؟! جوابی نداشتند که بدهند….
ای کاش همه سر جای خودشون درست قرار بگیرند!
راستش ما خیلی وقتا از خودمون غافلیم…
و منتظریم که باز هم حوادث چشم ما را بگشاید…
عزیزم…
این روزها با خودم می گویم که از دانشگاه راحت شدم…
چون دیدن خیلی چیز ها دل آدم رو میسوزونه!!!
البته منظورم کارهای خودمم هستش…
خلاصه:
ای همنفسان مجلس رود
بدرود شوید جمله بدرود
کان شیشه می,که بود در دست
افتاده شد آبگینه بشکست
……..
خاتون حصار شد حصاری
آسود غم از خزینه داری
در پناه حق برادر…
آدل هوگو
۱۳۸۵ , ۱۲م , بهمن
فکر می کنید خودتان خیلی بزرگ شده اید؟
شما هم به فکر زمستانتان نیستید…
حرف ها یم را ساده و راحت می نویسم.
برایم هم مهم نیست که مثل نوشته های قبلی pakeshan کنید.
مهم این است که خوانده می شوند بلکه اثری بگذارد در هدایت به سوی خدا و یاد گرفتن کمی تواضع و خوش بینانه زندگی کردن.ناراحت نشوید.فقط pakeshanکنید.
{لبخند}
aavaa
۱۳۸۵ , ۱۲م , بهمن
اینجا شده مثل بازتاب!
میرهادی
۱۳۸۵ , ۱۲م , بهمن
این عکس بالای وبلاگ با مناسبت های محرم واقعا Set شده . ان شاالله که آخرش شهید بشی. چون از تو حیفه واقعا …
ع.ش.ق
۱۳۸۵ , ۱۳م , بهمن
سلام به حاج کاظم عزیز
فکر کنم روزهای آینده این چیزا برام مهم بشه. راستی میل مذکور به خورت فرستاده شد. چون میل سعید توی وبلاگش نبود. امیدوارم به درد بخوره و مشکل حل بشه.
یا علی
محمد امین
۱۳۸۵ , ۱۳م , بهمن
البته ان قدرها هم جای خوشحالی نداره…
ف.ع
۱۳۸۵ , ۱۳م , بهمن
سلام. از خیلی جاهای دیگه هم عکس داریم. اما یزد یه چیز دیگه س.
راستی مشکل سایت حل شد؟
محمد امین
۱۳۸۵ , ۱۹م , بهمن
از من میشنوی دنبال این چیزا نباش!
آخر و عاقبت نداره!!!
می فهمی که چی می گم؟!؟!
محمد حسین
۱۳۸۵ , ۱۹م , بهمن
انگار شما هم الان جیک جیک مستونتان است!
یعنی این همه خوشحالی دارد؟
حم
۱۳۸۵ , ۲۶م , بهمن