بسم الله
ما اومدیم.
سالهای گذشته، وقتی از جهادی برمیگشتم، و وقتی که وارد تهران میشدم، تا چند روز حالم تو قوطی بود. یعنی اصلا انگیزهای برای برگشتن به تهران نداشتم. حالم از تهران و اکثر آدمهایش به هم میخورد و چند روز اول، داخل تهران بودن برایم قابل تحمل نبود. ولی امسال اصلا اینگونه نبود. تو جهادی که بودم ، دلم لک زده بود برای تهران. یک چیزی مثل یک آهنربا، ما رو میخواست بکشه سمت تهران. بعد از جهادی هم که مستقیم رفتم یزد و تهران نیامدم و در نتیجه عطش ما بیشتر شد…
از یک موضوع ناراحتم. شک ندارم که سالهای دیگه، بعضی از بچهها را در مسافرت نخواهم دید…
جهادی امسال نسبت به سالهای گذشته، درسهای زیادی برای من داشت. کوله بار تجربیاتم مقداری پر شد. البته اگه سوراخ نباشه…
دوست عزیزی لطف فرمودند و در این ایام که ما مسافرت بودیم، با ارسال چندین میل با حجم بالا، میل باکس ما را پر کردند. و همین امر، باعث شده تا من بسیاری از میلهای دیگر دوستان را نتوانم دریافت کنم.
به یک نفر، مدیر برنامه ، جهت برنامهریزی ، برای امورات امسالم ، نیازمندم…
قبول باشه…
مدیر برنامه…
At
۱۳۸۶ , ۱۶م , فروردین
شک ندارم که سالهای دیگه، بعضی از بچهها را در مسافرت نخواهم دید…
یعنی خودت هستی؟
میرهادی
۱۳۸۶ , ۱۶م , فروردین
مدیر برنامه خوب سراغ دارم!
محسن
۱۳۸۶ , ۱۶م , فروردین
امیدوارم سوراخ نباشد …
هیچ کس بهتر از خودت نمیتواند مدیر برنامه امورات تو باشد!!!
احسان
۱۳۸۶ , ۱۶م , فروردین
خیلی خوبه که تجربیاتت رو وبلاگ بذاری
محمد حسین
۱۳۸۶ , ۱۶م , فروردین
امان از این « سال دیگه » که هرچی میکشیم از دست خودشه. تا سال دیگه کی زنده کی مرده …
محمد امین
۱۳۸۶ , ۱۷م , فروردین
فکر کنم شما بیشتر به یه مدیر بحران نیاز داشته باشی
صالح
۱۳۸۶ , ۱۷م , فروردین
جهادی…
جهادی ۸۶ هم به لطف خدا تموم شد ، البته یه کاراییش برای من تازه شروع شده ، گزارش رو میگم ، اگه کسی میتونه وقت بذاره و کمک کنه خوشحال میشم،…
Memoir
۱۳۸۶ , ۱۸م , فروردین
من هم از شعر سردرنمیارم. اما با این یکی حال می کنم. بعضی شعرها به دل میشینه
محمد امین
۱۳۸۶ , ۱۸م , فروردین
به سر و سینه بزن بگو یا ثارالله
وعده ما کربلا انشاءالله
حسین
۱۳۸۶ , ۱۸م , فروردین
توی اون آفتاب و انعکاس نور از برف … مجبور بودم!
محمد امین
۱۳۸۶ , ۱۸م , فروردین
سلام حاج کاظم
می دونم فرانک میلر کارگردان نیست ولی تهیه کننده که هست. تازه فیلم را از روی یکی از داستان مصورهای فرانک میلر ساخته اند.
علی آقا مربی
۱۳۸۶ , ۱۸م , فروردین
جو جهادی که … لا اقل بگذارین تهران که هستیم یادمون بره تلخی هاش …
می شود در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود
زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود
می توان اندوه شب را از نگاه صبح فهمید
یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید
می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن
پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن….
آرش طباطبائی
۱۳۸۶ , ۱۹م , فروردین
اگه در مورد آینه بیشتر بلدی مشتاق شنیدنش هستم. ما همین قدر به ذهنمون رسید
حسین
۱۳۸۶ , ۱۹م , فروردین
قبول باشه!
راستش من وقت ندارم!!!!!
(مزاح گونه)
آدل هوگو
۱۳۸۶ , ۱۹م , فروردین
پایدار باشید . بابت زحمت هایی که کشیدید نیز ، خسته نباشید …
ایروانی
۱۳۸۶ , ۱۹م , فروردین
امسال تهرون حالش از تو به هم میخوره !
ببو
۱۳۸۶ , ۱۹م , فروردین
shoma hamishe lotf dashti… ma mokhlessam!!! in poste jadidamo ham bekhun… nazaret khoshalam mikoneh haj kazem…Ali Yaret
Ali Saboury
۱۳۸۶ , ۱۹م , فروردین
سلام کچل.تو هم ازین سوسل بازیا داری حاجی جون؟برا شما عیبه.بیا یک عملیات گندکاری اساسی تو کلم داره می چرخه که راس کار خودمونه
حبیب
۱۳۸۶ , ۲۰م , فروردین
هنوز پیدا نکردی ؟
علی آقا مربی
۱۳۸۶ , ۲۰م , فروردین