بسم الله
پانزده دقیقه دیر به جلسه امتحان رسیدم. وارد که شدم، استاد گفت: “شما دانشجوی این کلاسی؟” با لبخند جواب دادم بله. ایشان فرمودند: “چرا الان اومدی؟” جواب دادم که خواب ماندم. ایشان گفتند: “برگه امتحان تمام شده است. برگه ندارم که به شما بدهم!!” . با همان لبخند و بدون اینکه حرف اضافی بزنم، از کلاس خارج شدم. بعد از امتحان از مسئول دفتر دانشکده شنیدم که استاد پیغام داده است که برای پارهای مذاکرات به اتاق وی بروم که تاکنون این کار را نکردهام…
نترس … برو … میخواد تشویقت کنه
احسان
۱۳۸۶ , ۳۰م , فروردین
حتما امتحان مهمی نبوده!!!!!!!!!
asemaniyan
۱۳۸۶ , ۳۰م , فروردین
شاید یه دونه برگه ی سفید پیدا شده می خوان از شما هم امتحان بگیرن!
س.م.مهاجر
۱۳۸۶ , ۳۰م , فروردین
خیلی داری بابا
خیلی چیز داری
شما بهش چی می گین؟
حسین
۱۳۸۶ , ۳۰م , فروردین
منم اگه رئیس دانشکده تو مشتم بود,ازین کارا میکردم!
میرهادی
۱۳۸۶ , ۳۱م , فروردین
البته برای کسی که معدلش ۲۰ باشه !خب اینطوریاست دیگه!
معدل بالا هم این درد سرارو داره!
آدل هوگو
۱۳۸۶ , ۳۱م , فروردین
اگه رفتین پیش استاد،ما رو بی خبر نذارین!
asemaniyan
۱۳۸۶ , ۳۱م , فروردین
همه ماجرا به کنار. جریان اون لبخند ملیح چی بود ؟!
واسه روحیه افراد سر جلسه لبخند زدید؟
یا اینکه خواستید اعتماد به نفس و متانت خودتون رو نشون بدید؟!
At
۱۳۸۶ , ۳۱م , فروردین
از تو بعید بود، دیر اومدن نه، لبخند و آرامش و …!! آل کاپون!
بهنام
۱۳۸۶ , ۳۱م , فروردین
برخوردتون بیش از حد شبیه آدمایی بوده که زیادی پشتشون گرمه یا به قول معروف نفسشون از جای …!!!
ف.ع
۱۳۸۶ , ۳۱م , فروردین
مذاکرات! جدیدا بهش میگن مذاکره؟
آرش طباطبائی
۱۳۸۶ , ۱م , اردیبهشت
همین لبخند هاست که کار دست ادم میده
اگه ملیحم باشه که دیگه بدتر.
aavaa
۱۳۸۶ , ۱م , اردیبهشت
سلام …
پنج شنبه ها با صفحه اجتماعی به روزیم …
یا حق
هفت حرف
۱۳۸۶ , ۶م , اردیبهشت