بسم الله
چندین ساله که قسمت نمیشه برای نماز عید فطر، برم مصلا. همیشه وقتی خبر نماز رو از تیوی میبینم، دلم میشکنه. البته امسال به دلیل نبودن حاجی بود که مثل همیشه رفته سفر.
دیشب وقتی حامد ساعت ۲۲، من رو رسوند به خونه، از ماشینش پیاده نشدم و مشغول حرف شدیم. وقتی باهاش خداحافظی کردم، ساعت ۲ نیمه شب بود. ۴ ساعت………….
جمعه بعد از ظهر(شب عید) به یکی پیامک فرستاده بودم. شنبه صبح پیامک من به دستش رسید و من شنبه شب جواب اون رو دریافت کردم. جالبه؛ نه؟!!
برادر عزیزم، حسن آقای هاشم سرشت.
میدانم چون اینجا را میخوانی، برایت مینویسم. زمانی که از بیمارستان با من تماس گرفتی، آمادگی شنیدن خبر فوت پدرت را داشتم. با تماس تو از خواب بیدار شدم. قبل از تماس تو، خواب پدرت را در حالت احتزار میدیدم. با چه آرامشی از دنیا رفت. خدا رحمتش کنه. روز جمعه، آخرین روز ماه رمضان… از این پس، تو باقیات صالحاتی هستی برای پدرت. درست زندگی کردن تو، خیراتیست برای آن مرحوم. خیلی محکم، پشتیبانی باش برای خانوادهات. یا علی
اللهم اغفر لی ولوالدی وإلى جمیع المؤمنین والمؤمنات الأحیاء منهم والأموات .
فطر،مصلا،پیامک،خواب،تسلیت،….
مجتبی
۱۳۸۶ , ۲۲م , مهر
اون روز تو این فکر بودم که یه بار اومدیم جایی که مفیدی نیست (البته غیر از شهدامون) همون موقع دیدیمت! جالبه که آرش هم به همین فکر می کرد. کلی حال کردیم!!
محمد امین
۱۳۸۶ , ۲۲م , مهر
خدا رحمتشون کنه
التماس دعا
حسین
۱۳۸۶ , ۲۳م , مهر
سلام
عید رمضان امد و ماه رمضان رفت …
یا حق
آرش طباطبائی
۱۳۸۶ , ۲۳م , مهر
چه آهنگ ملایمی.
من هم دلم می خواست برم نماز عید.
صبح بیدار شدم همه رو صدا کردم ولی هیشکی بلند نشد
منم همینجوری رفتمو از پنجره بیرونو تماشا کردم.
به دوستتان هم تسلیت میگم.
اوا
۱۳۸۶ , ۲۶م , مهر