بسم الله
به فاصله یک هفته، بامداد امروز دوباره رفتم به فرودگاه امام خمینی. اینبار برای خداحافظی از نوید…

تا موقعی که از قسمت کنترل عبور نکرده بود، باور نمیکردم که این پسر واقعا مسافر است. از بس که همیشه برای ما خالی بندی میکرد. اون هم کجا؛ استرالیا…. رفت که از اونجا فوق لیسانس بگیره.
موقع رفتن، قرآن را برایش باز کردم. آیات ابتدایی سوره روم آمد.. انشاءالله بتواند بر مشکلاتش غلبه کند..

این هم یک عکس از شام آخر..

سلام
بد چیزیه این خداحافظی
اونم اینجوریش
علی علی
آرام
۱۳۸۶ , ۲۴م , بهمن
کاظم جان لطفا عکس رو درست قیچی کن، یا قیچی نکن.
محسن 3 ساله از چین
۱۳۸۶ , ۲۴م , بهمن
محسن جون تو هم شهوت کامنت گذاشتنت بدجوری زده بالا ها!!!!!!!!!!!!
روی کاظمم کم کردی…
حمیدرضا
۱۳۸۶ , ۲۵م , بهمن
کاظم
ماجرای گیر دادن بسیجیا رو میذاشتی بد نبود،ملت میخندیدن یه خورده
جلیل
۱۳۸۶ , ۲۵م , بهمن
قاصدک به روز شد: ما رویایی داشتیم، به قلم محمد منصوری بروجنی
قاصدک
۱۳۸۶ , ۲۵م , بهمن
جالب بود.
ما دوستامون رفتن ولی عکس نگرفیما.
و گرنه ما هم از این دوستا داریم:ی.
ولی به ما شام ندادند.
اوا
۱۳۸۶ , ۲۶م , بهمن
سلام کاظم جون حال دادی.می گم این بلاد کفرم عجب عجیب ها :نه نماز جمعه داره نه گشت ارشاد نه رهبر فرزانه نه …(شاید برگشتم خودت جای خالی با گزینه مناسب پرکن) تازه از همه عجیب تر اینه که اینجا مردم کارشناس مسائل سیاسی نیستن که هیچ در موردشم حرف نمی زنن
Navid
۱۳۸۶ , ۲۶م , بهمن
jat khali bud
Mohammad Amin
۱۳۸۶ , ۲۶م , بهمن
حاجی از کنکور بگو ، چه خطر ؟
سجادِ
۱۳۸۶ , ۲۷م , بهمن
آقا کاظم، دوستات یکی یکی دارند میرند که! ان شاءالله که موفق باشی و باشند.
مطلب وبلاگ هم اگر چه آمار واقعی داشت، ولی بیشتر یک مثال بود برای نشان دادن تقابل منافع گروههای مختلف و تضاد احتمالی توسعه و عدالت.
مسعود
۱۳۸۶ , ۲۷م , بهمن
ایشالا موفق باشه هرجا که هست، ولی کاظم جان نفر بدی که خواست شام بده شما در مورد غذا نظر نده هر چقدرم بچه ها فکرشون طول کشید، وسط راهم مارو نپیچون رفیق.
بهنام
۱۳۸۶ , ۴م , اسفند