بسم الله
سلام عرض میکنم خدمت تمام دوستان بزرگوارم. قبل از هر چیز، خودم را معرفی میکنم:
“بسم الله الرحمن الرحیم؛ اینجانب لیسانس فراگیر، عبدالرضا زارع شحنه، جمعی آموزشی دوره ۱۶۲، گردان سوم، گروهان پنجم، دسته دوم، کد ۶۴ هستم جناب…”

بالاخره تموم شد. البته دو ماه آموزشی رو عرض کردم. در واقع کار ما تازه شروع شده. هنوز ابتدای راه هستیم.
با حسین دو ماه رفتیم در پادگانی به نام آموزشگاه رزم مقدماتی شهدا ، نزسا کرمانشاه. پادگانی در ۱۸ کیلومتری کرمانشاه به سمت سنندج. پادگانی که به هتل شهدا معروف شده. ما صد و شصت و دومین دورهای بودیم که در این پادگان آموزش دیدیم. هر دو ماه یک دوره. یعنی سالی شش دوره وارد این پادگان میشوند. به گفته خیلی از فرماندهان، دوره ما بدشانس ترین دوره این چند سال اخیر بوده. خیلی از تغییر و تحولات و جابهجاییها در دوره ما اتفاق افتاد. فرمانده پادگان عوض شد. فرماندهان گردانها جابهجا شدند. به دوره ما میان دوره ندادند. میان دوره یعنی اواسط دوره، فراگیران یک هفته بروند مرخصی. فراگیر هم همون سربازه که مشغول سپری کردن دوره آموزشی است. این اصطلاحات را باید کمکم یاد بگیرید. اون بالا هم گفتم نزسا. یعنی نیروی زمینی سپاه ایران.
حال با تمام این بدشانسیها، به ما که خیلی خوش گذشت. خاطرات بسیار خوبی از این دوران برایم مانده. علیرغم بدگوییهایی که خیلیها از دوران خدمت، علی الخصوص دوران آموزشی میکنند، برای من یکی که این دوره نکات مثبت بسیاری داشت. اینکه میگویند آموزشی انسان را مرد میکند، کمی تا قسمتی درست میگویند. من یکی حداقل توانستم این را تمرین کنم که دو ماه قبل از اذان صبح از خواب بیدار بشوم..
البته یک هفته اول سخت بود. کلا سختی آموزشی یک هفته اول آن است که بعد از آن، بچهها کمکم با هم رفیق میشوند و به شرایط و محیطی که در آن قرار دارند عادت میکنند. نمیدانم چرا بعضیها تلاششان بر این است که به طرق مختلف، اعزام خود را عقب بیاندازند و از این دوره فرار کنند. شاید به خاطر تصور غلطی است که در ذهن خود دارند. این را منکر نمیشوم که بالاخره این دوره سختیهای خاص خودش را دارد. ولی سختیهای آن به گونهای است که سپری کردن آن شیرینی خاص خودش را دارد. اگر انسان این دوره را به خود سخت بگیرد، و فقط به خودش انرژی منفی بدهد، قطعا به او بد خواهد گذشت.
این را هم بگویم که در محیط نظامی هم میتوان دست به تحولات بزرگ زد. فقط باید نسبت به محیطی که در آن قرار دارید، دلسوز و در صدد حل مشکلات آن باشید.
سعی میکنم دست نوشتههای خود در دوران آموزشی را در قالب چند پست در وبلاگ قرار دهم.
طبق آخرین اخبار فردا صبح هم چند نفر از رفقا باید خودشان را به نظام وظیفه معرفی کنند. از جمله احسان شکوهبخش، مسعود خیربخش و سید آرش طباطبایی. موفق باشند انشاءالله…
حرف آخر اینکه، به قول حسین، بهترین اردویی که در این چند ساله رفته بودیم، دو ماه آموزشی خدمت بود.
کاظم جون مواظب باش. خیلی خفن شدی، حداقل یه دستی به سر و روی عکست بکش.
مواظب باش به جرم افشای اطلاعات نطامی نگیرنت. یادم باشه به حفاظت اطلاعات سپاه آدرس وبلاگت رو بدم.
ان شاء الله شیرینی عروسیت رو بدی.
علی
۱۳۸۷ , ۱م , شهریور
سلام
امیدوارم
مجتبی
۱۳۸۷ , ۱م , شهریور
سلام
خدا قوت…
منتظر دست نوشته هات هستم…اگه وقت تایپ نداری اسکنشون کن…راستی بعد از آموزشی کجا می افتی؟…تهران؟
حسین
۱۳۸۷ , ۲م , شهریور
سلام
خوش به حالت!
آقا من هم اضطرابی ندارم!
یا حق!
آرش طباطبائی
۱۳۸۷ , ۲م , شهریور
چه زود گذشت!
محسن
۱۳۸۷ , ۲م , شهریور
سلام اقای زارع … به وبلاگتان امدم که بنویسم .. چی شد این اقای سرباز ما امدند یا خیر ؟ … دیدم بله .. آپدیت کردند … انشالله موفق و پیروز باشید … خوشحالم که این دوره را با خاطرات خوبی تمام کردید .
ایروانی
۱۳۸۷ , ۲م , شهریور
من کم کم داشتم نگران میشدم. چونکه احساس میکردیم این دو ماه آموزشی خیلی طولانی شد. به هر حال یک خسته نباشید اساسی میگم. برام جالب بود که به نکات خوبی هم که آموزشی داره اشاره کردی. امیدوارم که این نکات خوب در این ١۶ ماه باقیمانده خدمت هم وجود داشته باشه
احسان
۱۳۸۷ , ۲م , شهریور
قدیما این موقع ها سلام ماه رمضان رو میذاشتی
میرهادی
۱۳۸۷ , ۲م , شهریور
خدا نصیب همه بکنه!
پریسا
۱۳۸۷ , ۳م , شهریور
سلام! رسیدن به خیر.
چه خوب که خوش گذشته و خوب تر آنکه تونستید “مرد” بودن رو تمرین کنید!
راستش میخواستم اگه میشه اون یادداشت ها رو زودتر بیارید؛ شاید بتونه واسه اخوی ما هم مفید باشه که انشاءالله از دوشنبه فراگیر رسمی محسوب میشن!
و آخرم اینکه امیدوارم هرچند ماه که مونده (اینکه تعداد نمیگم واسه عفو و معافیتهای احتمالیست، نه اینکه ندونم!) هم به خوبی و با دست پر سپری بشه براتون.
حق یار و نگهدارتان.
نگارنده
۱۳۸۷ , ۳م , شهریور
سلام حاج کاظم. تبریک میگم پایان دوره آموزشی رو! مرد شدی حتما دیگه.
ali1k
۱۳۸۷ , ۳م , شهریور
سلام کاظم جون
انگار بالاخره این دوره ی آموزشی شخمیت تموم شد! فراقت واقعاً سخت بود…
رندبازاری
۱۳۸۷ , ۴م , شهریور
خوش بگذره کاظم. دعامون کن
محمد امین
۱۳۸۷ , ۴م , شهریور
به به حاج کاظم،با این عکسی که گذاشتی واقعا استعداد شهید شدن رو در شما میبینم!رسیدن بخیر
صالح
۱۳۸۷ , ۴م , شهریور
سلام
آقا به سلامتی…
انشاالله که باقیش هم به همین خوبی بگذره!
یا علی
سلمان
۱۳۸۷ , ۵م , شهریور
گفتیم میری سربازی سر به راه میشی ولی هنوزم پای وب شاخ بازی در می آری!
صالح
۱۳۸۷ , ۵م , شهریور
تو که کلا شادی
ولی در مورد بقیه که گفتی نمی دونی چرا می خوان فرار کنن دلایل عمدش ایناس:
۱-تلف شدن به معنای واقعی ۲ سال از بهترین سالهای عمرت
۲-تبعیض در مورد اجرا شدن این قانون در مورد همه
۳-زوری بودنش!
…
دلایلش زیاده.یه کم فکر کنی تایید می کنی!
ما که کسی رو ندیدیم بتونه بپیچونه و این کار رو نکنه.از انقلابی و عشق وطنش گرفته تا ضدانقلابی و ضدوطن
جلیل
۱۳۸۷ , ۵م , شهریور
انشاا… سربازی نیز خوش بگذرد…..
یا علی
محمد علی
۱۳۸۷ , ۶م , شهریور
چاکر عمو. خداقوت. خوش اومدی. حالا کجا مشغول میشی ایشالا؟
ع.ش.ق
۱۳۸۷ , ۶م , شهریور
ما که این تجربه شیرین رو نچشیدیم.
علی آقا مربی
۱۳۸۷ , ۶م , شهریور
دیگه داشتیم دق می کردیم از بی کامنتی که خدا رسوندت.
کاظم جون پس فقط مونده که رستگار بشی و بس؛
منم اگه خدا بخواد و بنده هاش و حالشم داشته باشم ایشالا چند وقته دیگه ور دل خودتم!!!
البته یادم باشه عکس خفنمو اینجوری نزارم رو وب، ممکنه بعداً سو استفاده شه!!!
علی
۱۳۸۷ , ۷م , شهریور
سلام خوش اومدید
تموم شد
خدا رو شکر ما که معافیم وگرنه من به علت بیدار نشدن از خواب احتمالا ماهها اضافه میخوردم
ولی جدی مرد میشن اقایون
راوی
۱۳۸۷ , ۷م , شهریور
سلام خوش اومدید
تموم شد
خدا رو شکر ما که معافیم وگرنه من به علت بیدار نشدن از خواب احتمالا ماهها اضافه میخوردم
راوی
۱۳۸۷ , ۷م , شهریور
حالا که اولی سند شد در مورد جمله اخر باید بگم که دوره دانشگاه این کار نمیکنه و خوش گذرونیه بیشتر اما به نظرم اقایون لازم دارند مدتی رو سخت بگذرنن تا بتونن مسئولیت های بزرگ رو بهتر به سر انجام برسونند
راوی
۱۳۸۷ , ۷م , شهریور
بسم الله الرحمن الرحیم. من آرش طباطبائی رفیعی دانشجوی وظیفه مقطع کارشناسی گروهان۳ گردان۳ دوره ۵۱ هستم. امیر … !!!
آقا این دوران هم عالمی داره!
۲۴ ساعت مرخصی گرفتم … دارم میرم کم کم !
یا حق!
آرش طباطبائی
۱۳۸۷ , ۸م , شهریور
ناتاناایل ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چه که به آن می نگری
و این گونه است که حتی دوران آموزشی سر بازی به آدم خوش میگذره
خدا قوت
1.30
۱۳۸۷ , ۱۰م , شهریور
HAPPY RAMAZAN !
At
۱۳۸۷ , ۱۲م , شهریور
” این را هم بگویم که در محیط نظامی هم میتوان دست به تحولات بزرگ زد. فقط باید نسبت به محیطی که در آن قرار دارید، دلسوز و در صدد حل مشکلات آن باشید.”
نتایجی که از این جمله می گیریم:
۱- کاظم قبلا در بسیاری از محیط ها دست به تحولات بزرگ زده بوده است. برای مثال محیط های علمی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی. با اعزام به خدمت سربازی ایشون متوجه شدند که علاوه بر این محیط ها در محیط خشک نظامی هم می توان تحولات بزرگ ایجاد کرد.
۲- شاید شما هم بخواهید دست به تحولات بزرگ در همه محیط ها بزنید. در این صورت یک راه بیشتر ندارید، مثل کاظم همواره دلسوز جمع و در صدد حل مشکلات انسانهای دیگر باشید
کاظم مارتین لوتر این ادعا ها رو نکرده بود …
محسن
۱۳۸۷ , ۱۵م , شهریور
سلام آقایون من دیگه دارم میرم اول آبان اعزام میشم کرمانشاه سر پل ذهاب دعا کنین برگردم ما که شانس نداریم خیر سرمون رفتیم فوق لیسانس گرفتیم آخرشم افتادیم لب مرز
mostafa
۱۳۸۷ , ۲۸م , مهر
سلام رفیق. کاملا درسته. سربازی به ادم تجربه های زیادی میده و برای بعضی افراد لازمه. من هم دوره ۱۶۴ بودم گردان ۱ گروهان ۲ خیلی خاطرات دارم و خیلی خوب بود. موفق باشی
مهدی
۱۳۸۸ , ۱۱م , فروردین
ممنون از روحیه ای که دادی من هم ۱/۸/۸۸ اعزامم کد۱۸۵ همون پادگان شما
مجتبی
۱۳۸۸ , ۲۸م , مهر