بسم الله
چهارشنبه ۱۹ تیر ۸۷
ساعت ۲۳:۵۰ است. پست من تازه تمام شد و آمدم روبروی آسایشگاه. البته این کار خلاف است. دیروز بعدازظهر رفتیم چاله نارنجک و نفری یک عدد نارنجک جنگی پرتاب کردیم. کار خطرناکی است. چند سال پیش این کار کشته داده. چند نفر که واقعا ترسیده بودند.
امروز اعلام کردند که متأهلین برای تعطیلات نیمه رجب میتوانند پنج روز به مرخصی بروند و مجردها نمیتوانند. از اول دوره کلی دعا کردم که میان دوره و از این جور مرخصیها ندهند. چون از لحاظ روحی بدتر است.
دیروز با فرمانده گروهان صحبت کردم و با ارائه دلیل درخواست تغییر در برنامه سین (ساعت یگان نظامی) را دادم. وی هم گفت که با مقامات بالا مطرح خواهد کرد. خوشبختانه با پیشنهاد موافقت شده بود و امروز در مراسم صبحگاه گردانی، رسما به تمام گروهانها تغییر به وجود آمده ابلاغ شد.
امروز نظام جمع داشتیم و تمرین رژه. گروهان از دفعه پیش ضعیفتر رژه رفت. کمی سر این با بچهها دعوا کردم. بچهها اون روی من را هم دیدند.
امروز ظهر یک خواب شیطانی دیدم که به موقع از خواب بیدار شدم..
ساعت از ۱۲ گذشته. ساعت ۴:۱۵ باید بیدار شویم. بروم که بخوابم…
پس موج تغییرات به فرماندهی هم رسیده بود… به قول دوستان به به…
علی
۱۳۸۷ , ۲۸م , مهر
آقا من اول تشکر می کنم که در مورد کامنت هام تذکر دادی،
بعدشم جدّی پیشنهاد کردی و قبول کردن؟ کل تفریح ما اینجا این بود که می گفتیم کاظم دوباره از این پیشهادهای جالبش می ده به فرمانده بعد هم یه چند روزی حبس می خوره بهش می خندیم …
علی
۱۳۸۷ , ۲۸م , مهر
سرعتت بالاس. یه جوری بنویس ما هم که دیر به دیر سر می زنیم اینترنت، برسیم بخونیم.
محمد امین
۱۳۸۷ , ۲۸م , مهر
شب به خیر
مجتبی
۱۳۸۷ , ۲۸م , مهر
خیلی باکلاسه آدم چیزی رو که همه میخوان نخواد.نه؟!
اشاره به سطر پنجم.
پریسا
۱۳۸۷ , ۲۹م , مهر
سلام
خوش بگذره با همه چیزهای اطراف…
آدل هوگو
۱۳۸۷ , ۳۰م , مهر
از شر خوابهای شیطانی پناه ببر به خدا!
این «وی» گفتنت منو کشته.
سلمان
۱۳۸۷ , ۲م , آبان
سلام
من هم برگشتم!
ما فقط تیر اندازی کردیم! «اما» تیر اندازی کردیما!!
فقط ۶۰ تا روزانه و ۴۰ تا هم مشقی!
خودت تا تهش رو بخون!
یا حق !
آرش طباطبائی
۱۳۸۷ , ۲م , آبان
“وبلاگ شحنه” آنگاه”سربازی خوب است”
“سربازی خوب است” آنگاه”اعزام”
میرهادی
۱۳۸۷ , ۲م , آبان
دیگه نه اینقدر دیر به دیر !
محمد امین
۱۳۸۷ , ۲م , آبان