بسم الله

یک ماه از سال تحصیلی گذشت.

هفته‌ای چهار روز را باید به دماوند بروم. لازمه این کار بیدار شدن در ساعت پنج صبح است که دیگر عادت کرده‌ام. یک خوبی پادگان و دوران آموزشی برای من، تمرین صبح زود بیدار شدن بود.

چهار روزی که به دماوند می‌روم، در دو دبیرستان ریاضی تدریس می‌کنم. قبل از شروع سال تحصیلی، وقتی یک سر به مدرسه رفتم، مدیر مدرسه به من و حسین گفت که دانش‌آموزان مدرسه، سطح بالایی دارند و ما همه را با شرط معدل ثبت نام کرده‌ایم. و تقریبا همه دانش‌آموزان معدل‌های بالا دارند. خانواده‌های این دانش‌آموزان توقع زیادی دارند. شما سعی کنید سطح بالا درس بدهید و حتی برای آنها کلاس المپیاد هم برگزار کنید. من و حسین نگاهی به یکدیگر انداختیم و گفتیم احسنت به این دانش‌آموزان!

در این یک ماهه دو آزمون برگزار کردیم و دانش‌آموزان را محک زدیم. حسین هفته پیش کلاس‌های فوق العاده را شروع کرد و برای تعدادی از دانش‌آموزان کلاس تمرین محاسبات برگزار کرد.

من هم با تعدادی از دانش‌آموزان مواجه شدم که جدول ضرب بلد نیستند. جمع و تفریق نمی‌توانند بکنند. بعد از کلاس تا بعد از ظهر در مدرسه می‌مانم و با تعدادی از آنها تمرین جمع و ضرب می‌کنم. به یکی از دانش‌آموزان گفتم بنویسد «دوهزار و سیصد و نود و سه» و او این عدد را نوشت: ۲۰۰۰۳۰۰۹۰۳

میگویم ۹۷۴ را با ۱۳ جمع بزن. اینجوری جمع میزند:

۹۷۴

۱۳

—–

۱۱۰۴

وضعیت درسی بعضی از بچه‌ها، در حد افتضاح است. به آنها می‌گویم چگونه قبول شدید و آمدید اول دبیرستان؟ می‌گویند خودمان هم تعجب کردیم که چگونه قبول شدیم. معلم‌ها نمره می‌دهند..

در این چند ساله معلم‌ها فقط به آنها نمره داده‌اند تا در آخر سال آمار قبولیشان بالا برود..

البته بی انصافی هم نکنم که دانش‌آموزان قوی هم در کلاس‌ها وجود دارند..

۱۴نظر

  1. درست جمع و تفریق کرده که!
    البته من به تو امید دارم کاظم جون که بچه های با هوش و با آی کیویی تربیت کنی؛ کی گفته هر کی چیزی رو بلد نباشه نمی تونه به بقیه یاد بده؟

    علی

  2. حالا خوب می فهمی که علی رسولی و شفیع زاده با دیدن تو چه حسی بهشون دست می داد. خودت فکر می کردی یه کوچولوی نازنازی و شیطون و در عین حال باهوش و کنجکاوی اما اونها …

    محسن

  3. آرزوی موفقیت…

    مجتبی

  4. نفهمیدی چون دانش‌آموز سوم راهنمایی نیستی و عاشق کلاه داشتن هم نیستی!

    نمره دادن بزرگترین خیانتی است که معلم لطف می کند! و در حق بچه ها انجام می دهد

    محمد امین

  5. تا باشه معلمی باشه. موفق باشی کاظم جون.

    یا علی

    علی

  6. یا علی حاجی!

    صالح

  7. سلام
    هماره شاد باشید موفق!

    آدل هوگو

  8. سلام
    :) ) با حسین صحبت می‌کردم چند شب پیش! همینا رو می‌گفت. خیلی باحالنا.
    ولی حسین می‌گفت مرد هم توشون زیاده. مردها، مرد… نه مرد

    سلمان

  9. عجب

    حسین

  10. همه جای مملکت اینجوری رشد کرده … تازه این خوبشه …

    حسین

  11. یاد روزایی افتادم که به پسرداییم ریاضی یاد می‌دادم. اونم از این طیف نابغه‌هاست.
    البته ما که ممنوعیت ضرب و شتم نداشتیم.
    بی‌چاره کم کتک نخورده از من D:

    پری‌سا

  12. سلام
    یاد فرمانده دوران آموزشی مون افتادم که گفت: “شما ۲ ماه اینجایید! یعنی ۸ هفته. ۸ * ۷ میشه ۶۴، ۹ روز هم پایان دوره می رین که اگه جمع کنی میشه همون ۹۰ روز … یعنی ۹۰ روز نمی تونید طاقت بیارید؟؟؟”
    و گروهان ۳ بدین ترتیب منفجر گردید!!!! البته از خنده!

    آرش طباطبائی

  13. سلام
    راستش تجربه معلمی برای یک سال را رسمی دارم اما…نمی دونم چی بگم فقط همین شاید کافی باشه که دوران خودمون با اون همه محدودیت ها خیلی خیلی پربارتر بود!
    حالا بچه ها فقط دنبال حقوقشونن و نه تکالیفشون…
    ان شاءالله درست میشه!

    آدل هوگو

  14. من ۲۹ سال ست که در دبیرستان ریاضی درس میدهم و از این صحنه ها زیاد دیدم .حالا شما می فهمید که معلمهای شما در سر کلاس از دست شما چه می کشیده اند .از دانش آموزان پرسیده بودم مکان هندسی را تعریف کنید یکی جواب داده بود هرجا که بتوان در باره هندسه صحبت کرد آنجا مکان هندسی ست .
    این جمعی را که شما مثال زدید در همین امسال در کلاس سوم ریاضی در ورقه جبر و احتمال دانش آموزی دیدم

    مطرب

نظر دهيد