خاطرات آموزشی – جمعه ۱۸ مرداد ۸۷
چهارشنبه, دی ۲۵م, ۱۳۸۷بسم الله
جمعه ۱۸ مرداد ۸۷
ساعت ۱۶:۴۵ – پشت آسایشگاه
اون طرحی که با حسین برای بهبود وضعیت توزیع نان، در پادگان به فرمانده پادگان داده بودم، مورد تأیید قرار گرفت و از روز سهشنبه، من و حسین به همراه سه نفر دیگر، در نانوایی مشغول کار شدیم. از ساعت پنج صبح میرویم آنجا تا ساعت دوازده [...]