Archive for آبان, ۱۳۸۸

امسال هم دماوند…

سه شنبه, آبان ۵م, ۱۳۸۸

بسم الله
فشار کارم خیلی زیاد شده…خسته اما با لبخند…
امسال نیز قسمت بر این شده که در دماوند تدریس داشته باشم. مثل اینکه نمی‌خوان بی‌خیال ما بشن. انگاری که قحط الرجال شده. این همه معلم ریاضی.. حالا از چی ما خوششون اومده، نمی‌دونم. امسال یه دانش‌آموز دارم که روی همه رو کم کرده. دانش‌آموز اول دبیرستان.. [...]

Read the rest of this entry »