Archive for the 'یادداشت روزانه' Category

امسال هم دماوند…

سه شنبه, آبان ۵م, ۱۳۸۸

بسم الله
فشار کارم خیلی زیاد شده…خسته اما با لبخند…
امسال نیز قسمت بر این شده که در دماوند تدریس داشته باشم. مثل اینکه نمی‌خوان بی‌خیال ما بشن. انگاری که قحط الرجال شده. این همه معلم ریاضی.. حالا از چی ما خوششون اومده، نمی‌دونم. امسال یه دانش‌آموز دارم که روی همه رو کم کرده. دانش‌آموز اول دبیرستان.. [...]

Read the rest of this entry »

پیاده روی اجباری

شنبه, اسفند ۲۴م, ۱۳۸۷

بسم الله
امسال دومین سالی است که عید را به مسافرت جهادی نرفتم. در واقع دومین سالی است که عید را قرار است با خانواده سپری کنم. سال گذشته، به علت وجود پاره ای از مشکلات نوروز بدی را گذراندم. ولی درسی که از آن گرفتم، صبر و بردباری بود.
خیلی دوست دارم مروری داشته باشم به [...]

Read the rest of this entry »

بازگشایی مدارس

سه شنبه, مهر ۲م, ۱۳۸۷

بسم الله
امروز مدارس فعالیت خود را به طور رسمی آغاز کردند. این یعنی اینکه من هم به طور رسمی کار خود را آغاز کردم. چهار روز هفته در شهر دماوند و دو روز هم در تهران ریاضی تدریس خواهم کرد. هم در مقطع راهنمایی و هم در مقطع دبیرستان…
کار سختی را در پیش خواهم داشت. [...]

Read the rest of this entry »

تاخیر

چهارشنبه, فروردین ۲۹م, ۱۳۸۶

بسم الله
پانزده دقیقه دیر به جلسه امتحان رسیدم. وارد که شدم، استاد گفت: “شما دانشجوی این کلاسی؟” با لبخند جواب دادم بله. ایشان فرمودند: “چرا الان اومدی؟” جواب دادم که خواب ماندم. ایشان گفتند: “برگه امتحان تمام شده است. برگه ندارم که به شما بدهم!!” . با همان لبخند و بدون اینکه حرف اضافی بزنم، [...]

Read the rest of this entry »

عقل

شنبه, مهر ۸م, ۱۳۸۵

 
بسم الله
عقل که نباشد جان در عذاب است
شنیده‌ها حاکی از آن است که مقامات وزارت علوم ، تصمیم بر این گرفته‌اند که دانشجویان وقتشان برای خواندن کنکور زیاد است و اگر این وقت را از آنها نگیرند ، دانشجویان اقدام به اتلاف وقت خواهند کرد. لذا در راستای صرفه‌جویی در وقت دانشجویان ، زمان برگزاری [...]

Read the rest of this entry »

سیب

چهارشنبه, مهر ۵م, ۱۳۸۵

 
بسم الله
من یک سیب از شما جلوترم
ساعت ۸ صبح از پشت میز بلند شدم و شروع به قدم زدن کردم. مقداری بدنم را کشیدم تا خستگی از تنم خارج شود. رفتم آشپزخانه و در یخچال را باز کردم . یک سیب درشت را برداشتم و اومدم روی مبل دراز کشیدم و تلویزیون را روشن کردم [...]

Read the rest of this entry »

اعتکاف

دوشنبه, مرداد ۱۶م, ۱۳۸۵

بسم الله
قراره که امروز حاج آقای کلانتری را بیاورند دانشگاه و به عنوان نماینده جدید نهاد رهبری در دانشگاه تهران به هیئت رئیسه دانشگاه معرفی کنند. البته این جلسه غیر رسمی است و قرار نیست اتفاق خاصی بیافتد. قرار است اون طومار و نامه‌ای که در پست قبل درباره آ‌ن صحبت کردم ، امروز برسد [...]

Read the rest of this entry »

تابستون

چهارشنبه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۵

بسم الله
کمی احساس سبکی می‌کنم. تا امروز صبح فشار زیادی را تحمل کردم. یه سری امتحان سنگین که تماما پشت سر هم بود. منم که این ترم به دلیل اینکه یه خورده سر خودم را شلوغ کردم، ( قبل از عید )، از درس‌ها عقب بودم. دعا کنید که به خیر بگذره.
کلی کار هست که [...]

Read the rest of this entry »

پیش‌بینی بازی

یکشنبه, خرداد ۲۱م, ۱۳۸۵

بسم الله
ایام امتحاناته . خلاصه می نویسم.
پیش‌بینی من از نتیجه بازی ایران و مکزیک : ۱-۱

Read the rest of this entry »

قالب جدید

پنجشنبه, خرداد ۱۸م, ۱۳۸۵

بسم الله
از پشتیبان محترم سایت کمال تشکر را دارم.
این قالب به مناسبت جام جهانی قرار داده شده.
خودم خیلی خوشم اومده.
شما هم فعلا تحملش کنین.
یا علی

Read the rest of this entry »