<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>حرف آخر &#187; حرف خودمونی</title>
	<atom:link href="http://www.shahne.com/weblog/category/familiar-talk/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.shahne.com/weblog</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 09 Dec 2009 19:05:59 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>کارت</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1388/09/17/211/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1388/09/17/211/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Dec 2009 17:31:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[سربازي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=595</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
اینکه چرا اینجا دیر به روز میشه و گرد و خاک در و دیوارش رو گرفته، بگذارین به حساب تنبلی و بی انگیزگی. اینکه تا میام بنویسم، یه کاری پیش میاد و دیگه این دور و بر پیدام نمیشه هم مزید بر علت. همین الان که دستم به کیبورده، مادر گرام برایمان سوپ داغی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله</p>
<p>اینکه چرا اینجا دیر به روز میشه و گرد و خاک در و دیوارش رو گرفته، بگذارین به حساب تنبلی و بی انگیزگی. اینکه تا میام بنویسم، یه کاری پیش میاد و دیگه این دور و بر پیدام نمیشه هم مزید بر علت. همین الان که دستم به کیبورده، مادر گرام برایمان سوپ داغی آوردند برای خوردن.. این است که خواستم دوباره بی خیال نوشتن بشم. ولی ترجیح دادم ظرف سوپ یه خورده خنک بشه. حالا که سوپ رو گذاشتم سرد بشه، یه مزاحم پی ام داده&#8230; در ضمن یاد اون شعره افتادم که میگفت وقتی قافیه به سر میاد، شاعر به جفنگ میوفته و این حرفها&#8230;</p>
<p>الغرض&#8230;</p>
<p>به سلامتی کارت پایان خدمت رو گذاشتیم تو جیبمون.. عکسم تو کارت مثل این سردارهای شهید جنگ افتاده. ۱۷ ماه به صورت شرافت مندانه خدمت کردیم. خدمتی که تا خرداد ۸۹ ادامه داره. این قصه سر دراز داره..</p>
<p>امسال به جای اینکه ۴ روز برم دماوند، ۲ روز میرم. این دو روز تدریس رو خیلی دوست  دارم. بسیار برام لذت بخشه.. دانش آموزای امسال فوق العاده هستن. از لحاظ علمی نمیگم ها.. اشتباه نشه.. کلا خوش میگذره.</p>
<p>۱۶ آذر امسال خیلی بی مزه بود. فعالیت های دانشجویی چند سالی بود تو ایران تعطیل شده بود. ولی همون تعطیل شده اش هم قشنگ بود. امسال با این ماجراها و اتفاقات، همه چیز خراب شد. این آدمهایی که تو دانشگاه تهران شعار میدن و تلویزیون هم نشون میده، واقعا همه شون دانشجوی دانشگاه تهران هستن؟ فکر نکنم.</p>
<p>فعلا همین</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1388/09/17/211/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تقلب!</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1388/06/08/208/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1388/06/08/208/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 18:59:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=585</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
رییس‌جمهور: من با کودک ۵ ساله هم که نامه نوشته بود گفت‌وگو کردم. با دانش‌آموز سال سوم دبستان که از دید خود ۱۰ طرح برای آلودگی، ترافیک و مسکن داده بود ۲۰ دقیقه حرف زدم. چرا می‌گویید دولت مشورت نمی‌کند؟
بنده همین‌جا از رئیس جمهور محترم به خاطر اینکه با یک کودک ۵ ساله برای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله</p>
<p><em>رییس</em>‌<em>جمهور: من با کودک ۵ ساله هم که نامه نوشته بود گفت‌وگو کردم. با دانش‌آموز سال سوم دبستان که از دید خود ۱۰ طرح برای آلودگی، ترافیک و مسکن داده بود ۲۰ دقیقه حرف زدم. چرا می‌گویید دولت مشورت نمی‌کند؟</em><br />
بنده همین‌جا از رئیس جمهور محترم به خاطر اینکه با یک کودک ۵ ساله برای اداره امور کشور به مشورت نشسته است، کمال تشکر را دارم. امیدوارم یک روزی بشود که ایشان با نوزادان ۵ ماهه هم بتوانند مشورتی داشته باشند..</p>
<p>دیروز امتحان تجدیدی‌های شهریور رو برگزار کردیم.. دانش آموزایی دارن قبول میشن که نمیدونن تو دستشون چند تا انشگت دارن.. بچه‌ها عادت کردن به تقلب. به یکی از بچه‌ها سر جلسه امتحان میگم:</p>
<p>* این چیه روی سینه‌ات آویزون کردی؟<br />
&#8221; آقا این زنجیر رو میگین؟ رویش نوشته خدا..<br />
* بچه جان.. خودم دارم میبینم چی نوشته&#8230; میدونی خدا یعنی چی؟ همین الان داره نگاهت میکنه.. چرا تقلب میکنی؟</p>
<p>صاف صاف تو چشم آدم نگاه میکنه و میخنده.. این برگه رو حالا از زیر دستش بگیر و از امتحان پرتش کن بیرون.. آخرش که چی؟ فکر میکنی که درست میشه؟ فکر میکنی که با خدا میشه؟.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1388/06/08/208/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رفاقت‌های چند ساله</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1388/04/30/206/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1388/04/30/206/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 20 Jul 2009 21:31:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=580</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
اینکه اینجا چیزی نوشته نمیشه، به این معنی نیست که من هنوز از سفر حج بر نگشته‌ام. چرا&#8230; برگشته‌ام. ولی دستم به نوشتن نمیره. اعصاب نمونده برامون. اضطراب و نگرانی از آینده پیش روی کشور و جامعه، حس و حال این روزهای من و خیلی از دوستان است. بی خردی و بی فکری بعضی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسم الله</p>
<p>اینکه اینجا چیزی نوشته نمیشه، به این معنی نیست که من هنوز از سفر حج بر نگشته‌ام. چرا&#8230; برگشته‌ام. ولی دستم به نوشتن نمیره. اعصاب نمونده برامون. اضطراب و نگرانی از آینده پیش روی کشور و جامعه، حس و حال این روزهای من و خیلی از دوستان است. بی خردی و بی فکری بعضی از سیاستمداران و مسئولین کشور باعث به وجود آمدن این بحران شده است.</p>
<p>فرایندی در حال طی شدن است که بی تقوایی را در رفتارهای بسیاری از آدم‌ها، نهادینه کرده است. این بی تقوایی در رفتارهای خیلی‌ها، محسوس است. از جمع فامیل و دوستان چندین و چند ساله گرفته، تا مسئولین بلند پایه مملکت. از بالا بگیر، بیار تا پایین؛&#8230;همه مردم رو به جون هم انداختند.</p>
<p>رفاقت‌هایی در معرض خطر قرار گرفته که قیمت و ارزش بسیار بالایی داره. رفاقت کسانی که از دوران کودکی و نوجوانی با هم بزرگ شده‌اند، زمانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده بودند..</p>
<p>از دور که به این اتفاقات نگاه میکنم، خیلی تأسف میخورم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1388/04/30/206/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیخیال زانو</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1388/02/04/200/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1388/02/04/200/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 14:23:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=554</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
آبان ۸۶ بود که به علت دردهایی که در زانوهای خود احساس کردم، به دکتر مراجعه کردم. جناب دکتر پس از معاینات لازم و دیدن عکسها و ام.آر.آی های گرفته شده، تشخیص دادند که کشکک های جفت زانوها کج شده، و مینیسک هایش هم آسیب دیده. این شد که ما رو منع کردند از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">بسم الله</p>
<p dir="rtl">آبان ۸۶ بود که به علت دردهایی که در زانوهای خود احساس کردم، به دکتر مراجعه کردم. جناب دکتر پس از معاینات لازم و دیدن عکسها و ام.آر.آی های گرفته شده، تشخیص دادند که کشکک های جفت زانوها کج شده، و مینیسک هایش هم آسیب دیده. این شد که ما رو منع کردند از فعالیت هایی که انجام میدادیم. ورزش را که کلا تعطیل و فیزیوتراپی رو شروع کردیم.  تیر ماه ۸۷ به مدت دو ماه رفتیم آموزشی که اونجا تا حدی فشار کار به زانوها زیاد شد. ولی خدا رو شکر که مشکلی برای ما به وجود نیومد. بعد از آموزشی هم که شدیم آقا معلم و هر روز رفتیم سر کلاس.. در این هجده ماه به اندازه کافی به این زانوها استراحت دادیم. از چندی قبل فعالیتهای ورزشی رو دوباره شروع کردم. چند باری کوه رفتم و هر هفته هم با فامیل میریم فوتبال. دو تا راکت بدمینتون هم خریدم که اگر کسی پایه باشه، شبها میریم بازی..</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=451086" target="_blank">این خبر</a> رو که خوندم یاد ۱۲ بهمن سال ۵۷ افتادم. ملت جوگیری داریم به خدا&#8230;</p>
<p dir="rtl">تیتر <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802040514" target="_blank">این خبر</a> هم نشون میده که ملت رو با چه چیزهایی میشه رام کرد&#8230;</p>
<p dir="rtl">چرا ما در مقابل این عربها اینقدر ضعیف شدیم. چرا هیچ کاری از دستمان بر نمی آید. <a href="http://www.irna.ir/View/FullStory/Photo/?NewsId=449434" target="_blank">این هم</a> بلایی که سر قبرستان بقیع آمده و ما هم کاری از دستمان بر نمی آید. از مسئولین ما که بخاری بلند نمیشه. مراجع باید حج رو تحریم کنند. سفر به عتبات هم باید تعطیل بشه. طی <a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1323616&amp;Lang=P" target="_blank">دیروز</a> و <a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1324190&amp;Lang=P" target="_blank">امروز</a> بر اثر دو حادثه تروریستی، بیش از دویست تن از کشته شدگان و مجروحین این دو حادثه، ایرانی بوده اند. پدر ما هم که حداقل ماهی یک سفر مشرف میشه به کربلا..</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1388/02/04/200/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تبریک عید با تأخیر</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1388/01/29/199/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1388/01/29/199/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Apr 2009 11:53:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[سفر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=548</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
ارادتمند تمام دوستان و آشنایان و سایر بستگان&#8230;
دلیل غیبت این چند وقت مشکل فنی است که برای ابزار آلات ارتباطی ما پیش آمده و در حقیقت رایانه ما مادرش را از دست داده است و در حال حاضر ما بدون رایانه به سر میبریم و منتظریم برادر کاظم مرتضوی اقدامات لازم را مبذول فرمایند..
سه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">بسم الله</p>
<p dir="rtl">ارادتمند تمام دوستان و آشنایان و سایر بستگان&#8230;</p>
<p dir="rtl">دلیل غیبت این چند وقت مشکل فنی است که برای ابزار آلات ارتباطی ما پیش آمده و در حقیقت رایانه ما مادرش را از دست داده است و در حال حاضر ما بدون رایانه به سر میبریم و منتظریم برادر کاظم مرتضوی اقدامات لازم را مبذول فرمایند..</p>
<p dir="rtl">سه تبریک ویژه برای سه دوست قدیمی.. حسین دشت بزرگی و هادی قربانی و محمد کربلایی.. دلیلش هم که معلومه.. مبارکشون باشه..</p>
<p dir="rtl">حدود یک ماه دیگه امتحانات مدارس شروع و تقریبا وقت ما باز میشه. این دماوند که حسابی انرژی ما رو گرفته.. بچه ها که اکثرا درس نمیخونند. از حدود ۱۵۰ دانش آموزی که اونجا دارم، شاید میشه گفت ۴۰ نفر برای درس وقت میگذارند.. من حدس میزنم که دانش آموزان من کمتر از ۵۰ درصد قبولی داشته باشند. وضعیت آموزشی خیلی افتضاحه. دانش آموزان به زور معلم و با نمرات ناحق سالهای گذشته را گذر کرده اند و پا به دبیرستان گذاشته اند..</p>
<p dir="rtl">این چند وقته هم که فوتبال مملکت ما، حسابی رو اعصاب ما رژه رفته. اون از وضعیت تیم ملی و حواشی های به وجود آمده، این هم از بد شانسی های استقلال ننه مرده. همیشه همین بوده. آخر فصل همه چیز رو واگذار میکنه و گند میزنه به همه چیز.. اظهار نظر امیر قلعه نوعی در مورد ناکامی های جام باشگاه ها هم جالبه؛ ایشون میفرمایند دلیل شکستهای استقلال این بوده که این تیم چند سال از آسیا دور بوده.. انگار سپاهان و پرسپولیس ۶ ماه یک بار در آسیا بازی میکنند&#8230;</p>
<p dir="rtl">بازار انتخابات هم در حال داغ شدن است. از دوستان دور و نزدیک خواهش میکنم که خود را آلوده بازیهای انتخابات نکنند و دین خود را به دنیای دیگران نفروشند.</p>
<p dir="rtl">پنجشنبه ظهر بعد از اینکه کلاس درسم در دماوند تمام شد، از همانجا رفتم به سمت شاهرود برای شرکت در اردوی دانش آموزان دوره ۲۵ مدرسه علامه حلی. اردوی نسبتا خوبی بود و کمی تا قسمتی خوش گذشت. ولی نکته ای که باعث شد مذاق ما تلخ شود، جریمه هایی بود که توسط مأمورین زحمتکش راهنمایی و رانندگی حواله ما شد. در طول این مسیر ۳ ساعته، ۳ بار جریمه شدم به مبلغ هفتاد هزار تومان. یک بار به علت سبقت و دو بار به علت سرعت..</p>
<p dir="rtl">راستی، سال نو مبارک///</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1388/01/29/199/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>19</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ظلم</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1387/12/11/197/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1387/12/11/197/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Mar 2009 15:52:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=537</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
تنبلی هم بد دردیه. برای ما انرژی نمانده. بچه‌های دماوند عجیب انرژی می‌گیرند. احساس می‌کنم بچه‌ها هم خسته شده‌اند. تا به حال اینجوری درس نخوانده‌اند. کلا سیستم آموزشی دماوند، به این گونه است که دانش‌آموز به هر نحو ممکن نمره قبولی را بگیرد. برای مدیران آموزش و پرورش اصلا مهم نیست که این دانش‌آموز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">بسم الله</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">تنبلی هم بد دردیه. برای ما انرژی نمانده. بچه‌های دماوند عجیب انرژی می‌گیرند. احساس می‌کنم بچه‌ها هم خسته شده‌اند. تا به حال اینجوری درس نخوانده‌اند. کلا سیستم آموزشی دماوند، به این گونه است که دانش‌آموز به هر نحو ممکن نمره قبولی را بگیرد. برای مدیران آموزش و پرورش اصلا مهم نیست که این دانش‌آموز سواد دارد یا نه. فقط قبولی برایشان مهم است.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">این موضوع به حدی جدی است که حتی مدیر یکی از مدارس مرا از وسط کلاس بیرون می‌کشد و لیست نمرات را می‌آورد و می‌گوید به این دانش‌آموزان نمره بده تا نیوفتند.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">دانش‌آموز بیچاره با این سیستم رشد کرده. دست خودش نیست. به او درس خواندن را یاد نداده‌اند. بلد نیست جزوه بنویسد. بلد نیست به درس گوش بدهد و&#8230; این را خوب متوجه شده‌ام که در سالهای گذشته به این دانش‌آموزان ظلم شده است. ظلم&#8230;.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1387/12/11/197/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چرا دروغ ؟</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1387/11/20/196/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1387/11/20/196/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Feb 2009 17:10:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=534</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
چگونه می‌توان عادت دروغ‌گویی رو در خود و دیگران از بین ببریم؟
بعضی‌ها با اعتماد به نفس قابل تحسینی چنان به آدم دروغ می‌گویند، که انسان خنده‌اش می‌گیرد. این خصیصه را در دانش‌آموزان خود به کرات دیده‌ام. الان که معلم هستم، و به گذشته خود فکر میکنم میبینم که عجب انسان‌های جاهلی بودیم. آدمی وقتی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">بسم الله</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">چگونه می‌توان عادت دروغ‌گویی رو در خود و دیگران از بین ببریم؟</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">بعضی‌ها با اعتماد به نفس قابل تحسینی چنان به آدم دروغ می‌گویند، که انسان خنده‌اش می‌گیرد. این خصیصه را در دانش‌آموزان خود به کرات دیده‌ام. الان که معلم هستم، و به گذشته خود فکر میکنم میبینم که عجب انسان‌های جاهلی بودیم. آدمی وقتی پشت نیمکت مدرسه می‌نشیند، چنان کلاش می‌شود که فکر میکند ته انسان‌های قالتاق است و هر کاری که دلش بخواهد پشت این نیمکت‌ها می‌تواند بکند به طوری که کسی متوجه نمی‌شود. در حالیکه از اون بالا همه‌چیز پیداست. از کدوم بالا؟ هم از اون بالایی که معلم وایستاده و داره به کلاس نگاه می‌کنه و هم از اون بالایی که اون مهربون نشسته.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">دانش‌آموز رو بلند می‌کنی و میگی این چه کاری بود که کردی؟ با اعتماد به نفس خیلی بالایی میگه &#8220;کدوم کار آقا؟ من که کاری نکردم&#8221; از همین جواب خنده‌ام میگیره. یعنی خطای دوم رو پشت سر خطای اول انجام میده. خطای دوم چیه؟ دروغ. هیچ‌کس به این بچه‌ها یاد نداده که ای فرزندم؛ دین نداری لااقل آزاده باش.. یعنی چی این جمله؟ یعنی اینکه مرد باش..</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">هر گندی که میزنی، مثل یک مرد پای اون وایستا. الان اگر شجاعت این رو نداشته باشی که مثل مرد بگی فلان کار اشتباه رو من انجام دادم، پس فردا هم وقتی موقع رانندگی یک عابر رو زیر بگیری، از صحنه حادثه فرار می‌کنی. آخرش فکر میکنی چی میشه؟ اعدام&#8230; ولی مثل یک مرد میری اون دنیا. سرت رو می‌تونی اون طرف بالا بگیری..</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1387/11/20/196/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خبری در یاهو</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1387/11/08/195/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1387/11/08/195/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Jan 2009 13:34:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=529</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
انتشار دست‌نوشته‌های دوران آموزشی سربازی، بهانه‌ای شد برای تازه شدن نفس اینجانب و همچنین خاموش نشدن چراغ این وبلاگ&#8230;
و اما بعد..
ابتدا نگاهی به اینجا و اینجا بیاندازید..
چند روز پیش، تیم فوتبال نوجوانان پسر باشگاه استقلال با تیم بانوان این باشگاه، دیداری رو انجام داده‌اند که بازتاب ویژه‌ای در جامعه فوتبال داشته؛ و پیرو همین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" dir="rtl"><span lang="FA">بسم الله</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" dir="rtl"><span lang="FA">انتشار دست‌نوشته‌های دوران آموزشی سربازی، بهانه‌ای شد برای تازه شدن نفس اینجانب و همچنین خاموش نشدن چراغ این وبلاگ&#8230;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" dir="rtl"><span lang="FA">و اما بعد..</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" dir="rtl"><span lang="FA">ابتدا نگاهی به <a href="http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1277864&amp;Lang=P" target="_blank">اینجا</a> و <a href="http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1278002" target="_blank">اینجا</a> بیاندازید..</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" dir="rtl"><span lang="FA">چند روز پیش، تیم فوتبال نوجوانان پسر باشگاه استقلال با تیم بانوان این باشگاه، دیداری رو انجام داده‌اند که بازتاب ویژه‌ای در جامعه فوتبال داشته؛ و پیرو همین موضوع، مسئولین فوتبال کشور، محرومیت‌هایی رو برای خاطیان در نظر گرفته‌اند..</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" dir="rtl"><span lang="FA">نکته‌ای که خیلی برام جالب اومد، انتشار این خبر در سایت یاهو است. امروز، چند دقیقه بعد از انتشار <a href="http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1279175&amp;Lang=P" target="_blank">این خبر</a>، سایت یاهو <a href="http://sports.yahoo.com/sow/news?slug=ap-iran-forbiddensoccer&amp;prov=ap&amp;type=lgns" target="_blank">این خبر</a> رو با دیدگاه کاملا سیاسی منتشر کرد و لینک خبر رو هم در صفحه اصلی خودش قرار داد&#8230;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center;" dir="rtl"><span lang="FA"><a href="http://www.shahne.com/weblog/images/yahoo-steghlal.jpg"><img class="size-medium wp-image-530 aligncenter" title="yahoo-steghlal" src="http://www.shahne.com/weblog/images/yahoo-steghlal-300x240.jpg" alt="yahoo-steghlal" width="300" height="240" /></a><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" dir="rtl"><span lang="FA">من فکر نمیکنم منحل شدن تیم بانوان باشگاه فوتبالی در یک کشور، اونقدرا مهم باشه که سایت یاهو بخواد خبرش رو منتشر کنه. اون هم به این شیوه&#8230;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" dir="rtl"><span lang="FA">به نظر شما <a href="http://buzz.yahoo.com/article/1:y_sports:7c9583c513ac7bc87b132bfe50a58b5f;_ylt=AtJD_a3RakwCt6zRdZnAVIIazJV4" target="_blank">تصوری</a> که یک کاربر عادی در گوشه‌ای از دنیا، با دیدن این خبر از ایران پیدا میکنه، چه چیز میتونه باشه؟</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1387/11/08/195/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پایا</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1387/08/23/186/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1387/08/23/186/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 13 Nov 2008 15:22:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=498</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
سازمان بسیج دانش آموزی یک سری المپیاد علمی برگزار میکنه به اسم پایا که در سطح مدارس تهران تبلیغات میکنه و مدارس زیادی دانش آموزان رو به شرکت در این آزمون‌ها ترغیب میکنند. مرحله اول این المپیاد هفته گذشته برگزار شده و تعدادی از دانش‌آموزان مدرسه ما به مرحله دوم راه پیدا کردند. ولی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">بسم الله</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">سازمان <a href="http://www.ibs.ir/" target="_blank">بسیج دانش آموزی</a> یک سری <a href="http://www.ibs.ir/Content.asp?Item=483" target="_blank">المپیاد</a> علمی برگزار میکنه به اسم پایا که در سطح مدارس تهران تبلیغات میکنه و مدارس زیادی دانش آموزان رو به شرکت در این آزمون‌ها ترغیب میکنند. مرحله اول این المپیاد هفته گذشته برگزار شده و تعدادی از دانش‌آموزان مدرسه ما به مرحله دوم راه پیدا کردند. ولی متأسفانه سازمان بسیج دانش آموزی یک شرط برای شرکت در مرحله دوم این المپیاد گذاشته. و اون اینه که دانش آموزان راه پیدا کرده به مرحله بعد حتما باید عضو بسیج بشوند تا بتوانند در مرحله دوم شرکت کنند.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">نظر شما در رابطه با این تصمیم چیه؟</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">بسیاری از دانش آموزان به من مراجعه کردند و از این تصمیم بسیار ناراحت بودند. و میگویند برای چه باید به اجبار عضو بسیج بشویم. و من به آنها حق می‌دهم.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">برخوردهای دهه شصتی. بعد از این همه مدت از گذشت انقلاب مسئولین امر هنوز متوجه نشدند که با این کارها فقط بدبینی در ذهن مردم ایجاد میکنند. حالا کی میخواد ذهنیت این دانش آموز سیزده ساله رو درست کنه؟&#8230;</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"><span> </span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1387/08/23/186/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اخباری از دماوند</title>
		<link>http://www.shahne.com/weblog/1387/08/05/184/</link>
		<comments>http://www.shahne.com/weblog/1387/08/05/184/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 26 Oct 2008 19:19:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کاظم</dc:creator>
				<category><![CDATA[حرف خودمونی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.shahne.com/weblog/?p=488</guid>
		<description><![CDATA[بسم الله
یک ماه از سال تحصیلی گذشت.
هفته‌ای چهار روز را باید به دماوند بروم. لازمه این کار بیدار شدن در ساعت پنج صبح است که دیگر عادت کرده‌ام. یک خوبی پادگان و دوران آموزشی برای من، تمرین صبح زود بیدار شدن بود.
چهار روزی که به دماوند می‌روم، در دو دبیرستان ریاضی تدریس می‌کنم. قبل از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">بسم الله</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">یک ماه از سال تحصیلی گذشت.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">هفته‌ای چهار روز را باید به دماوند بروم. لازمه این کار بیدار شدن در ساعت پنج صبح است که دیگر عادت کرده‌ام. یک خوبی پادگان و دوران آموزشی برای من، تمرین صبح زود بیدار شدن بود.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">چهار روزی که به دماوند می‌روم، در دو دبیرستان ریاضی تدریس می‌کنم. قبل از شروع سال تحصیلی، وقتی یک سر به مدرسه رفتم، مدیر مدرسه به من و حسین گفت که دانش‌آموزان مدرسه، سطح بالایی دارند و ما همه را با شرط معدل ثبت نام کرده‌ایم. و تقریبا همه دانش‌آموزان معدل‌های بالا دارند. خانواده‌های این دانش‌آموزان توقع زیادی دارند. شما سعی کنید سطح بالا درس بدهید و حتی برای آنها کلاس المپیاد هم برگزار کنید. من و حسین نگاهی به یکدیگر انداختیم و گفتیم احسنت به این دانش‌آموزان!</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">در این یک ماهه دو آزمون برگزار کردیم و دانش‌آموزان را محک زدیم. حسین هفته پیش کلاس‌های فوق العاده را شروع کرد و برای تعدادی از دانش‌آموزان کلاس تمرین محاسبات برگزار کرد.</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">من هم با تعدادی از دانش‌آموزان مواجه شدم که جدول ضرب بلد نیستند. جمع و تفریق نمی‌توانند بکنند. بعد از کلاس تا بعد از ظهر در مدرسه می‌مانم و با تعدادی از آنها تمرین جمع و ضرب می‌کنم. به یکی از دانش‌آموزان گفتم بنویسد «دوهزار و سیصد و نود و سه» و او این عدد را نوشت: ۲۰۰۰۳۰۰۹۰۳</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">میگویم ۹۷۴ را با ۱۳ جمع بزن. اینجوری جمع میزند:</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: left;" dir="rtl" align="right"><span lang="AR-SA">۹۷۴</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: left;" dir="rtl" align="right"><span lang="AR-SA">۱۳</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: left;" dir="rtl" align="right"><span lang="AR-SA">&#8212;&#8211;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: left;" dir="rtl" align="right"><span lang="AR-SA">۱۱۰۴</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">وضعیت درسی بعضی از بچه‌ها، در حد افتضاح است. به آنها می‌گویم چگونه قبول شدید و آمدید اول دبیرستان؟ می‌گویند خودمان هم تعجب کردیم که چگونه قبول شدیم. معلم‌ها نمره می‌دهند..</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">در این چند ساله معلم‌ها فقط به آنها نمره داده‌اند تا در آخر سال آمار قبولیشان بالا برود..</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="AR-SA">البته بی انصافی هم نکنم که دانش‌آموزان قوی هم در کلاس‌ها وجود دارند..</span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"> </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.shahne.com/weblog/1387/08/05/184/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
