Archive for the 'حرف خودمونی' Category
بسم الله درگذشت استاد سید جعفر شهیدی را به دوست عزیزم، سید علی شهیدی تسلیت عرض میکنم.. آبان ماه پارسال بود که به همراه هادی و سید علی شهیدی از کتابخانه دکتر، بازدید کردیم. دور تا دور منزل ایشان را کتابهایشان تشکیل داده بود که در قفسههای متعدد قرار داشتند. اون موقع بود [...]
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۱۳ Comments »
بسم الله برف سنگینی در کل کشور شروع به باریدن گرفته. خدا را شاکریم. ولی نمیدانم چرا پروردگار چنین لطفی به این مردمان میکند. مردمانی که مستحق عذاب سنگین پروردگار هستند. جامعهای که انواع فساد در آن جریان دارد، آیا استحقاق چنین نعمتی را دارد؟ از این میترسم که مکر پروردگار، دلیل بر این نعمت [...]
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۱۸ Comments »
بسم الله شنبه شب دو نفر کارشناس آمدند در تلویزیون و از سازندگان سریال ساعت شنی تشکر کردند. ما هم به نوبه خود تشکر خود را اعلام میداریم. تشکر میکنیم از مسئولین صدا و سیما که به فکر معضلات اجتماعی هستند. تشکر میکنیم از مسئولین صدا و سیما که به فکر ارتقاء آگاهیهای پزشکی عموم [...]
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۱۵ Comments »
بسم الله بالاخره، رسیدیم به زمستون. باز هم یک نگاه به سه ماه گذشته. هیچ… چهل روز وقت دارم که بنشینم درس بخوونم… این که میگن، مار از پونه بدش میاد در خونش سبز میشه، بی حکمت نیست. بقیهشو نمیشه اینجا گفت. رفقا بیان. به صورت خصوصی خدمتشون عرض خواهم کرد. دیروز که عید قربان [...]
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۱۴ Comments »
بسم الله دیروز بالاخره کارهای فارغ التحصیلی و تسویه حساب با دانشگاه به پایان رسید و برگه معرفی به نظام وظیفه را تحویلم دادند. امروز صبح با حسین رفتیم اداره پست و دفترچه آماده به خدمت را با پست پیشتاز به سازمان نظام وظیفه ارسال کردیم. انشاءالله مدارک فردا صبح به دستشان خواهد رسید. بعد [...]
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۲۸ Comments »
بسم الله به اون سختی که فکرش را میکردم، نبود. امروز بالاخره دست به چاقو شدم و خون یک نفر را ریختم. یا به عبارتی خون یک رأس را. یک رأس گوسفند. از کودکی آرزو میکردم که یک روز بتوانم این کار را انجام دهم. کاری که اکثر انبیاء خدا انجامش میدادند. چاقو را دستم [...]
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۱۹ Comments »
بسم الله آقا جان میلادت مبارک… زبانم در دهان باز بسته است با رفقا میریم زیارت آقا. با رفقا میریم عروسی آقا مقداد و همسر گرامی
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۸ Comments »
بسم الله حدود یک سالی است که در کنار خانه ما، یک دبستان دخترانه ساختهاند که ماجراهایی ما با این مدرسه داشتهایم. البته نه به صورت فیزیکی!! یک نکته جالب اینکه، خانم ناظم موقعی که بچهها سر صف ایستادهاند، به جای اینکه بگوید “از جلو نظام” میگوید “شماره یک… شماره دو… شماره سه… الله…” و [...]
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۱۷ Comments »
بسم الله متأسفانه چند روز پیش به پیشنهاد دایی گرام پاسخ مثبت داده، و در نمایشگاه الکامپ حضور یافتیم. به جرأت میتوانم بگویم که سطح کیفی نمایشگاه از نمایشگاههای چند سال گذشته در کشورهای دیگر دنیا هم پایینتر بود. نصف غرفههای نمایشگاه متعلق به بعضی از افرادی بود که فقط در بعضی از پاساژهای تهران، [...]
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۱۳ Comments »
بسم الله خدا وکیلی عجب کارهایی میکنه این خدا. چه ابزارهای قدرتمندی در اختیار آدمی قرار داده؛ که یکیش همین قضیه شب قدر هست و حاشیههای آن. تأثیرات این شبها را به خوبی لمس میکنم. تغییر کردن آدمها کاملا مشخصه. حالا چرا فقط در این ایام آدمها اینجوری میشوند، دلیلش این است که در بقیه [...]
Read the rest of this entry »
Posted in حرف خودمونی | ۱۴ Comments »