بسم الله
یک ماه از سال ۸۷ سپری شد. گذر عمر رو احساس میکنین دیگه؟
دو ماه آینده، تا حدود زیادی سرم خلوت خواهد بود.
رفیقی داریم به نام میثم واحدی

که در حال حاضر در پروژه احداث تونل توحید، مشغول به کار شده. حالا اونجا چه مسئولیتی داره بماند. چند شب پیش با حسین دشت بزرگی

که وی هم در نوع خود از موجودات بینظیری است، رفتیم پیش آقا میثم و از این پروژه بازدید کردیم. بعد از یک پذیرایی مختصر در اتاق کار آقا میثم، به عمق ۳۰ متری زمین رفتیم. ماشینها و کارگران از دو جهت مختلف و در سه ستون، مشغول ایجاد تونل بودند.
پروژه عظیمی است. به نظر میرسه که شهردار تهران، بودجه زیادی را برای به انجام رساندن و پایان به موقع این پروژه در نظر گرفته باشه؛ و حالا چه کسانی از کنار این پروژه جیبهایشان پر میشود، بماند.
|
۱۷ Comments »دوستان
بسم الله
چه میشود که سیاستها تغییر میکند؟ چرا باید از ابتدا دقیق برنامهریزی نشود که نیاز باشد سیاستها تغییر کند؟ سیاستهای آینده صدا و سیما به چه گونهای است؟ آیا با رفتن ضرغامی هم باز این سیر صعودی ادامه پیدا خواهد کرد؟
جدیدا تلویزیون خانمهایی را نشان میدهد که اگر آنها را در سالهایی نه چندان دور نشان میداد، حکم اعدام شخص خاطی را صادر میکردند. اگر بخواهند درباره مسائل ملی و مسائل مربوط به انقلاب از کسی مصاحبه کنند، حتما با خانمی این کار را میکنند که موهایش در فرق سرش است و تا حدی هم آرایش کرده است. خانمی را نشان میدهند که برای تبلیغ انتخابات، انگشت خود را در استامپ زده، جلوی دوربین نشان میدهد.
فیلمهای سینمایی از تلویزیون پخش میشود که تماشای آن در سینما هم قابل تحمل نیست..
به کجا چنین شتابان…
|
۲۱ Comments »سياست
بسم الله
سال نو مبارک
به مبارکی و میمنت، دوره ۲۲ دبیرستان مفید، برای دومین بار نوه دار شد؛ این بار توسط دوست عزیزمان آقای سید هادی رضوی. یعنی این دوست عزیز هم به جمع باباهای دنیا پیوست. قبل از هادی هم که مسعود خیربخش به این درجه نایل شده بود.
فعلا دوره ۲۲، دو تا نوه داره. یکی پسر؛ یکی هم دختر؛ به نامهای محمد امین خیربخش و دیناسادات رضوی
این هم عکسهای دیناسادات



|
۱۳ Comments »دوستان
بسم الله
سال ۸۶ هم تمام شد.سال ۸۶ برای همه ما به برگهدان تاریخ پیوست. دیگر از سال ۸۶ فقط میتوانیم در خاطراتمان یاد کنیم.
قسمت کوچکی از این خاطرات را مرور میکنم..
نوروز ۸۶ بود که با رفقا به مسافرت جهادی خوسف رفتیم. و بعد از آن هم به یزد سفر کردم..
۱۶ فروردین ؛ عروسی سلمان مشایخ..
۱۹ فروردین ؛ مراسم ختم حاج عباس پارسائیان
۲۰ فروردین ؛ جشن هستهای و اعلام خبر موفقیت ایران توسط حاج محمود احمدینژاد
۲۲ فروردین ؛ یک صبح تا شب با محسن میرزایی – دانشگاه تهران، بوفه علوم – صعودگشت – نماز مغرب، مسجد جامع شهرک – شام پیتزا زیتون، صادقیه..
۲۶ فروردین ؛ امتحان میانترم آمار و احتمال و ممانعت استاد از امتحان دادن من…
۳ اردیبهشت ؛ بردن ماشین رضا مقدم به تعمیرگاه..
۴ اردیبهشت ؛ منزل میثم دلالت – تبریک برای ازدواج..
۶ اردیبهشت ؛ عروسی داداش رضا مقدم، هتل هما…
۷ اردیبهشت ؛ استادیوم – استقلال تهران، استقلال اهواز – شرط بندی محسن میرزایی و علی جعفری – شام فلافل…
۸ اردیبهشت ؛ جشن فارغ التحصیلی ریاضی ۸۱//
۱۲ اردیبهشت ؛ تمام کردن کتاب آناکارنینا بعد از حدود ۳ ماه..
۲۱ اردیبهشت ؛ کنکور دانشگاه آزاد، کارشناسی ارشد..
۲۳ اردیبهشت ؛ اسباب کشی خاله گرامی..
۲۷ اردیبهشت ؛ چوکا – بچه های انجمن اسلامی – دانشکده فنی – اتاق حامد وحید پور..
۲۸ اردیبهشت ؛ محمود آباد – ویلای شکیب طاهری..
۳۰ اردیبهشت ؛ چالوس – باغ آقاجون..
۳ خرداد ؛ آغاز سفر چند روزه به مقصد خوسف به همراه رضا مقدم و امیر حاجی و با ماشین داداش رضا..
۶ خرداد ؛ رفتن به مشهد و استقرار در منزل ابوالفضل موسوی.. ظهر حرکت به سمت نیشابور و نهار منزل پدرخانم مقداد رستمخانی.. شب هم سمنان و شام منزل علی طهاری و مهمان مصطفی خلیل زاده…
۱۰ خرداد ؛ گودبای پارتی محسن میرزایی در قهوه خانه.. شیر پسته، ستارخان..
۱۱ خرداد ؛ جمع شدن بچههای جهادی - باغ احمد حسینمردی، توت، جوجه کباب – فرودگاه، وداع با محسن میرزایی..
۲۱ خرداد ؛ تشکیل یک جلسه در خانه با بچههای دوره ۲۲ مفید برای تصمیم گیری انجام فعالیتهای دورهای..
۲۶ خرداد ؛ درگذشت مرجع عالی قدر حضرت آیت الله فاضل لنکرانی..
۳۱ خرداد ؛ قم – با ماشین مجید عبداللهی به همراه دوستان….
۶ تیر ؛ آغاز اجرای طرح سهمیه بندی بنزین..
۷ تیر ؛ شرکت در آخرین امتحان دوران دانشجویی..
۱۰ تیر ؛ شروع ترجمه پروژه به کمک علیرضا تاجبخش..
۱۲ تیر ؛ دفاع پروژه، هادی جیرانپور – عروسی احسان شکوهبخش، باشگاه مخابرات..
۱۳ تیر ؛ عروسی آقا دایی گرامی..
۱۶ تیر ؛ منزل هادی قربانی، تشکیل یک جلسه کاری با دوستان..
۱۷ تیر ؛ ختم پدربزرگ وحید دهقی..
۱۹ تیر ؛ حرکت به سمت مشهد با بچههای دوره ۲۲، قطار..
۲۷ تیر ؛ تهران شمال به صورت پیاده، سیالان به مدت ۳ روز
۳ مرداد ؛ ختم پدر جواد مه آبادی..
۶ مرداد ؛ مراسم اعتکاف دانشگاه تهران به مدت ۳ روز..
۸ مرداد ؛ درگذشت آیت الله مشکینی..
۱۸ مرداد ؛ ورود به سن ۲۴ سالگی..
۳۰ مرداد ؛ عروسی حامد تأملی..
۱ شهریور ؛ عروسی محمدرضا ابراهیمی و خانم فرخی از دوستان دانشگاه..
۳ شهریور ؛ یک سفر چند روزه به یزد..
۶ شهریور ؛ قطار یزد به تهران، برخورد با هادی رضوی ..
۷ شهریور ؛ مراسم احیاء شب نیمه شعبان، مسجد دانشگاه تهران ..
۲۲ شهریور ؛ شروع ماه رمضان، افطار اول، بهشت زهرا..
۲۵ شهریور ؛ فیلتر شدن سایت گوگل در ایران به مدت کمتر از ۲۴ ساعت..
۳۱ شهریور ؛ دانشگاه تهران، جلسه دفاع داوود مقصودی ..
۱ مهر ؛ از سر شب تا سحر منزل رضا مقدم، سحری کله و پاچه یوسف آباد..
۳ مهر ؛ افطاری منزل مهدی عبدالله زاده، نماز جماعت به امامت حسین طائفی ..
۴ مهر ؛ سخنرانی محمود احمدینژاد در سازمان ملل..
۹ مهر ؛ مراسم احیاء شب ۱۹ ماه رمضان، مسجد دانشگاه تهران و بعد از آن کوی دانشگاه تهران – سحری کله و پاچه، پل گیشا به همراه بچههای مفید
۱۱ مهر ؛ مراسم احیاء شب ۲۱ – مسجد دانشگاه تهران – سحری کله و پاچه، خیابان فلسطین با رفقای دانشگاه – بعد از ظهر، بهشت زهرا مراسم دومین سالگرد درگذشت پدر رضا مقدم ..
۱۳ مهر ؛ مراسم احیاء شب ۲۳، مسجد دانشگاه تهران – سحری کله و پاچه به همراه خانواده..
۱۶ مهر ؛ به دنیا آمدن پسر مسعود خیربخش به اسم محمد امین..
۱۷ مهر ؛ افطاری منزل میثم دلالت ..
۲۰ مهر ؛ فوت پدر حسن هاشم سرشت و مراسم تشییع جنازه در همان روز..
۲۶ مهر ؛ عروسی علی حبیب زاده ..
۱۵ آبان ؛ تشییع شهدای گمنام، میدان ولیعصر..
۲۴ آبان ؛ فرهنگسرای دانشجو، فیلم از همین خاک ..
۲۶ آبان ؛ دفاع پروژه امین طاهری و احسان شکوهبخش، دانشگاه علم و صنعت ..
۲۹ آبان ؛ کلاس تفسیر آقای قاسمیان، برگشت از کلاس با ماشین مجید عبداللهی و یک شب بارانی و تصادف با یک وانت مزدا.. حسین طائفی، هادی قربانی، سعید نجفی..
۱ آذر ؛ صبح مشهد، حرم امام رضا – ظهر اقامتگاه شرکت پدر حسین دشتبزرگی – شب نیشابور، عروسی مقداد رستمخانی..
۲ آذر ؛ صبح باغ حسام چهره آزاد، قدمگاه – عصر، قطار به سمت تهران..
۴ آذر ؛ بریدن سر گوسفند برای اولین بار..
۱۰ آذر ؛ درمانگاه فاضل – واکسن نظام وظیفه..
۱۱ آذر ؛ علاف شدن برای یک پنچری به مدت ۳ ساعت و کمک علی موسوینیا و محسن رسولی و میثم واحدی – گرفتن برگه فارغ التحصیلی از دانشگاه تهران و به پایان رسیدن دوران دانشجویی ..
۱۲ آذر ؛ ارسال مدارک نظام وظیفه از اداره پست به همراه حسین احمدی – آخرین دیدار من با حسین متولی در مسجد دانشگاه تهران..
۲۲ آذر ؛ شنیدن خبر فوت حسین متولی به علت گازگرفتگی..
۲۳ آذر ؛ شرکت در مراسم تشییع جنازه حسین متولی، بهشت زهرا – شام غریبان حسین در تکیه شهدا ..
۲۶ آذر ؛ صبح زیارت عاشورا سر خاک حسین متولی ..
۶ دی ؛ بهشت زهرا، مراسم چهارمین سال درگذشت محسن مرادی ..
۱۱ دی ؛ هوای برفی، سفر به دماوند به همراه حسین احمدی، اداره آموزش و پرورش..
۱۲ دی ؛ اولین بارش برف شدید در کشور..
۱۷ دی ؛ هوای برفی، تپه های بالای خانه میثم واحدی، برف بازی با بچهها..
۱۸ دی ؛ تعطیلی مدارس و ادارات در سطح کشور به علت سرمای شدید هوا..
۲۰ دی ؛ اولین شب محرم – هیئت فارغ التحصیلان، ستارخان، آبگوشت، دست پخت بابای امین طاهری ..
۲۲ دی ؛ ظهر مسجد دانشگاه تهران – شرکت در مراسم ایام محرم تا روز عاشورا..
۲۳ دی ؛ درگذشت آیت الله مجتهدی تهرانی و دکتر سید جعفر شهیدی ..
۲۶ دی ؛ تشییع جنازه دکتر سید جعفر شهیدی – مسجد دانشگاه تهران..
۱۱ بهمن ؛ سالگرد شهادت سعید زارع، مسجد امام رضا، آش گندم..
۱۵ بهمن ؛ ارسال ماهواره کاوشگر به فضا توسط وزارت دفاع..
۱۶ بهمن ؛ نهار، گودبای پارتی محمد خاکسار، پیتزا، گیشا..
۱۷ بهمن ؛ فرودگاه، بدرقه محمد خاکسار، سفر به آلمان..
۲۱ بهمن ؛ شام وداع با نوید حسنی، رستوران ریحون، جردن..
۲۴ بهمن ؛ فرودگاه، خداحافظی با نوید حسنی، سفر به استرالیا – سفر به مشهد و شرکت در اردوی دانشجویان علم و صنعت..
۲ اسفند ؛ کنکور کارشناسی ارشد، دانشگاه علم و صنعت..
۶ اسفند ؛ رفتن به قم به همراه بابا، دفتر آیت الله بهجت ..
۸ اسفند ؛ مراسم اربعین منزل علی طهاری..
۱۱ اسفند ؛ آغاز هفته شهدا دبیرستان مفید..
۲۴ اسفند ؛ حرکت رفقا برای شرکت در مسافرت جهادی ..
بسیار در این سال گناه مرتکب شدم. بسیار در حق دیگران جفا و نامردی کردم. حلال کنید..
سال نو مبارک//
|
۱۴ Comments »حرف خودمونی
بسم الله
حدود یک ماه پیش، مرحله جدید کالا برگهای شهری در بین مردم توزیع شد. از مدارک لازم در هنگام دریافت کالابرگ، ارائه اصل کارت ملی بود که بدون آن، به هیچ عنوان به کسی کالابرگ تحویل داده نمیشد (با کمی اغراق)… وزارت کشور دیروز طی اعلامیهای اعلام کرد که در هنگام رأیگیری انتخابات مجلس، ارائه کارت ملی الزامی نیست و تنها ارائه کد ملی کفایت خواهد کرد. فهمیدین که چی میخواستم بگم؟!
برای انتخابات سعی خواهم کرد که از تمامی لیستهای ارائه شده، و همچنین کاندیداهای مستقل، افراد اصلح را انتخاب کنم.
۱- غلامعلی حداد عادل
۲- محمود دعایی
۳- علی فتح الله زاده
۴- احمد فیاض بخش
۵- حسین کنعانی مقدم
۶- مجید انصاری
۷- محمد خوش چهره
۸- سید محمد صدر
۹- احمد توکلی
۱۰- روح الله حسینیان
۱۱- مرتضی آقاتهرانی
۱۲- نجفقلی حبیبی
۱۳- علی اصغر زارعی
۱۴- علیرضا زاکانی
۱۵- پرویز سروری
۱۶- اسحاق جهانگیری
۱۷- شهابالدین صدر
۱۸- طیبه صفایی
۱۹- علی عباسپور
۲۰- حسن غفوریفرد
۲۱- حسین فدایی
۲۲- حمیدرضا کاتوزیان
۲۳- محمد کوثری
۲۴- مهدی کوچکزاده
۲۵- سید علیرضا مرندی
۲۶- حسین مظفر
۲۷- اسدالله بادامچیان
۲۸- الیاس نادران
۲۹- حسین نجابت
۳۰- بیژن نوباوه
دوستان فردا به مسافرت جهادی خواهند رفت. به دلیل الطاف بعضی دوستان، بعد از ده سال، امسال اولین سالی است که نوروز را در کنار خانواده خواهم بود.
|
۱۰ Comments »سياست
بسم الله
در سال ۸۴ نمایندگان مجلس هفتم از ورود بیش از حد دختران به دانشگاهها، ابراز نگرانی کردند و خواستار سهمیه بندی جنسیتی در کنکور شدند؛ که در همان سال در بعضی از رشتهها، سهمیه بندی اعمال شد؛ ولی این طرح نمایندگان تبدیل به قانون نشد.
هفته گذشته مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی از این موضوع و مشکلات به وجود آمده از ورود بیش از حد دختران به دانشگاهها ارائه کرد و نگرانیهای گذشته را تشدید کرد. به طوریکه رئیس سازمان سنجش، از اعمال سهمیه بندی جنسیتی در کنکور ۸۷ خبر داد. به این صورت که حداقل ۳۰ درصد ظرفیتها در هر رشته به پسران، حداقل ۳۰ درصد به دختران، و بقیه به صورت مشترک اختصاص خواهد یافت!!

حال دلیل اینکه دختران در مجموع توانستهاند ۶۵ درصد ظرفیتهای دانشگاهها را به خود اختصاص دهند، چیست؟ من دو دلیل بسیار ساده را برای این موضوع ارائه میدهم.
۱- دختران به دلیل نداشتن سربازی، میتوانند تا چند سال پشت سر هم کنکور دهند و در نهایت از سد کنکور گذر کنند. در حالی که پسران فقط میتوانند یک سال کنکور بدهند.
۲- پسران معمولا به دلیل داشتن استرسهایی که مخصوص خودشان است، و تأثیرات منفی ناشی از آن، کنکور خود را خراب میکنند؛ که ترس از رفتن به سربازی و یا ترس از آینده و شغل پیش رویشان، نمونهای از آن است.
حال لزوم اعمال این سهمیه بندی چیست؟ باز هم یک دلیل بسیار ساده..
پسران در آینده مسئولیت اداره یک خانواده را به عهده خواهند داشت؛ و به همین دلیل باید فرصتهای شغلی برای پسران فراهم باشد. که برای بدست آوردن موقعیتهای شغلی مناسب، باید مدرک تحصیلی مربوط به آن رشته را داشته باشند. در حالی که دختران در نهایت پس از پایان تحصیلات خود، و پس از رفتن به خانه شوهر، دو حالت برای مدرکشان اتفاق خواهد افتاد. یا مدرک تحصیلی خود را قاب میکنند و در صندوقچه خاطرات خود از آن نگهداری خواهند کرد. ویا اینکه با مدرکشان راهی بازار کار میشوند که در آن صورت یک فرصت شغلی مناسب را برای یک پسر از بین بردهاند؛ که همین امر باعث خواهد شد آمار بیکاری جوانان، بالاتر برود.
حال نمیدانم رئیس دانشگاه علم و صنعت، چگونه به این امر واقف نیست!
از ما که گذشت..
|
۱۲ Comments »حرف خودمونی
بسم الله
هفته بزرگداشت شهدا دبیرستان مفید
ویژگی مثبت هفته شهدا امسال، حضور کمرنگ فارغ التحصیلان و به تبع آن، حضور پررنگ دانش آموزان در انجام کارها می باشد. انشاءالله برایشان و برایمان برکات داشته باشد.

|
۵ Comments »اطلاع رساني
بسم الله
طبق برنامه سالهای گذشته، برنامه عزاداری اربعین شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام، چهارشنبه شب، در منزل دوست عزیزمان علی طهاری برگزار میشود. از کلیه عزیزان برای شرکت در این برنامه، دعوت به عمل میآید.
زمان: چهارشنبه ۸/۱۲/۱۳۸۶ همزمان با اذان مغرب
آدرس: میدان آزادی – جاده مخصوص کرج – نرسیده به شهرک اکباتان – کوی بیمه ۵ (کوی شهید عموییان) – کوچه کوروش – پلاک۲

|
۶ Comments »اطلاع رساني
بسم الله
یکی از محصولات منحصر به فرد کشور ما فرش است. فرش ایرانی را در تمام دنیا به خوبی میشناسند؛ و حتی بعضی از کشورها به خاطر اینکه بتوانند فرشهای تولیدی خود را به فروش برسانند، از اسم فرش ایرانی استفاده میکنند.

با رضا به دیدن فیلم “فرش ایرانی” رفتیم که در سینما فرهنگ اکران میشود. این فیلم مستند، از پانزده فیلم کوتاه تشکیل شده که هر کدام از آنها، توسط یکی از کارگردانهای معروف کشور ساخته شده است.
بعد از دیدن فیلم به این نتیجه رسیدم که یا من چیزی از هنر سینما و سبکهای جدید فیلم سازی سر در نمیآورم، یا اینکه این پانزده فیلم تماما ضعیف ساخته شدهاند.
یعنی بعد از این همه سال، کارگردانان تراز اول کشور جمع شوند و در نهایت این مجموعه بیارزش را درباره فرش ایران بسازند، جای شرم دارد…
|
۱۷ Comments »هنر
بسم الله
به فاصله یک هفته، بامداد امروز دوباره رفتم به فرودگاه امام خمینی. اینبار برای خداحافظی از نوید…

تا موقعی که از قسمت کنترل عبور نکرده بود، باور نمیکردم که این پسر واقعا مسافر است. از بس که همیشه برای ما خالی بندی میکرد. اون هم کجا؛ استرالیا…. رفت که از اونجا فوق لیسانس بگیره.
موقع رفتن، قرآن را برایش باز کردم. آیات ابتدایی سوره روم آمد.. انشاءالله بتواند بر مشکلاتش غلبه کند..

این هم یک عکس از شام آخر..

|
۱۱ Comments »دوستان